معانى پارهاى از لغات متن كتاب ( الف ) آلاء الهى - نعمتها ، نيكيها
آمال - اميدها و آرزوها
ابا داشتن ، ابا كردن - سرپيچى ، سركشى ، نافرمانى
اباطيل - چيزهاى باطل : ترهات ، بيهودهها
ابتهال - دعا كردن ، زارى كردن
ابداع - ايجاد ، اختراع ، نوآوردن
ابدال ( بفتح اول ) اصطلاحى در تصوف - عدهاى معلوم از صلحا و خاصان خدا كه گويند هيچگاه زمين از آنان خالى نباشد
ابراء كردن - صرف نظر كردن ، بخشودن
ابطال ( بفتح اول ) - دليران ، شجاعان ، دلاوران
ابرام - استوار كردن ، كار محكم كردن
ابناى جنس - آدميان و همجنسان
ابهت - بزرگى ، بزرگوارى ، شكوه
ابيض - سفيد
اتساع - فراخى ، گشادى
اثقال و احمال - بارهاى گران ، گرانبها ، بارها ، اشياء نفيس
اجحاف - كار بر كسى تنگ گرفتن ، همهچيز را بردن
اجرام فلكيه - ستارگان
اجل محتوم - مرگ موعود ، مرگ طبيعى
احبا - دوستان
احباب - دوستان ، ياران
احتساب - حساب كردن
احتساب ممالك - رثبهء رئيس محتسبان در زمان صفويه
احتشام - حشمت و شكوه داشتن ، شوكت
احجاز خام - سنگهاى مرمر
احداث ( بفتح اول ) - جوانان
احشام - نوكران و خدمتكاران ، گله و رمهء چارپايان
احفاد - نوادگان ، بنيرگان
احق - سزاوارتر
احياى دين - زنده كردن دين
اخبار و سير - روايتها ، داستانها ، حديثها
اخطار ( جمع خطر ) - بلاها ، مهلكهها ، سختيها
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 978
مساهمون: سر جان ملكم
ص٩٧٨