تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 978

مساهمون:

ص٩٧٨
معانى پاره‌اى از لغات متن كتاب ( الف ) آلاء الهى - نعمتها ، نيكيها آمال - اميدها و آرزوها ابا داشتن ، ابا كردن - سرپيچى ، سركشى ، نافرمانى اباطيل - چيزهاى باطل : ترهات ، بيهوده‌ها ابتهال - دعا كردن ، زارى كردن ابداع - ايجاد ، اختراع ، نوآوردن ابدال ( بفتح اول ) اصطلاحى در تصوف - عده‌اى معلوم از صلحا و خاصان خدا كه گويند هيچگاه زمين از آنان خالى نباشد ابراء كردن - صرف نظر كردن ، بخشودن ابطال ( بفتح اول ) - دليران ، شجاعان ، دلاوران ابرام - استوار كردن ، كار محكم كردن ابناى جنس - آدميان و هم‌جنسان ابهت - بزرگى ، بزرگوارى ، شكوه ابيض - سفيد اتساع - فراخى ، گشادى اثقال و احمال - بارهاى گران ، گران‌بها ، بارها ، اشياء نفيس اجحاف - كار بر كسى تنگ گرفتن ، همه‌چيز را بردن اجرام فلكيه - ستارگان اجل محتوم - مرگ موعود ، مرگ طبيعى احبا - دوستان احباب - دوستان ، ياران احتساب - حساب كردن احتساب ممالك - رثبهء رئيس محتسبان در زمان صفويه احتشام - حشمت و شكوه داشتن ، شوكت احجاز خام - سنگهاى مرمر احداث ( بفتح اول ) - جوانان احشام - نوكران و خدمتكاران ، گله و رمهء چارپايان احفاد - نوادگان ، بنيرگان احق - سزاوارتر احياى دين - زنده كردن دين اخبار و سير - روايتها ، داستانها ، حديثها اخطار ( جمع خطر ) - بلاها ، مهلكه‌ها ، سختيها