كرده تا كابل عنان نكشيد ، و كابل و حوالى و حواشى آن را به قيد تسخير درآورد .
بعد از اين واقعه ، كاغذى ديگر به پادشاه هندوستان فرستاده او را بر حركات سابق ملامتى سخت كرد ، لاكن باز گفت بعد از همه ، نقصانى در دوستى واقع نشده ، و منظور آنست كه ، در آينده نيز برقرار باشد .
فرستادهء او به دست ولد عباس نام يكى از امراى افغان ، كه حاكم جلالآباد بود ، به قتل رسيد . و نادر كه احتمال دارد چنين بهانهاى را مىجست ، فرصت غنيمت دانسته به تسخير هندوستان نهضت رايات فرمود .
در بيان احوال هندوستان
قبل از تحرير وقايع اين جنگ ، چند كلمهاى در باب وضع سلطنت هندوستان در آن اوقات بىمناسبت نخواهد بود :
ممالك هندوستان غالب در معرض تاختوتاز و حملات بهادران صفحات شماليه بوده است . از زمان محمود غزنوى سلطنت از خانوادهء سلاطين هنود بيرون رفته ، از آن به بعد سلسلهاى مختلفه از اهالى اسلام برآن مملكت استيلا يافتند ، و هر سلسلهاى به نوبت مغلوب ديگرى شده ، از همان دست كه گرفته بودند دادند ، تا اينكه شمشير تيمور ديّارى در آن ديار نگذاشت . و بعد از آن بهسبب تغييرات غريبه و اتفاقات عجيبه ، نسل او در آن سرزمين سالهاى دراز فرمانروا گشتند . چون بابر بهسبب غلبهء اوزبك مجبور شد كه ملك موروث خود دشت فرغانه را رها كرده از سواحل رود سيحون چشم بپوشد ، روى به هندوستان نهاده اول كابل را مسخر ساخت ، و بعد از آن سلطنت دهلى را متصرف شد ، و هندوستان در زمان نبيرهء او اكبر ، كمال احتشام و اقتدار يافت .
مىتوان تاريخ زوال دولت تيمورى [ را ] از فوت اين پادشاه ، كه در حقيقت پادشاهى بزرگ بود ، نهاد . بلى در زمان اورنگزيب دوباره آبى بر روى كار