تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
محصورين با اطراف بيرون شهر به كلى مسدود گشت . اما چون نادر ديد كه همهء اين كارها اثرى در خاطر افغانان نكرد و يك سال تمام بيهوده صرف شد و افغانان را هنوز ذخيرهء بسيار در شهر باقى است ، به فكر ديگر افتاد .

فتح قلعهء قندهار

شهر قندهار در مقابل كوهى اتفاق افتاده بود و حصارى بر دور آن كشيده و برجهاى كوچك به جهت محافظت آن ساخته بودند ، ايرانيان بعضى از بلنديها كه سركوب قلعه بود به تصرف آورده ، توپها و خمپارها به بالاى آنها كشيدند و بر بروج حمله بردند و بعضى از آنها را نيز به حيطهء تصرف آوردند . فوج بختيارى يكى از برجهاى معظم را گرفته ارك را متصرف شدند ، و بدين واسطه همهء شهر به چنگ بهادران افتاد . والى شهر با جمعى از مستحفظان قلعه در يكى از قلاع خارج شهر پاى ثبات فشرده ، اما چون ديد كه مقاومت بيهوده است ، از در استيمان درآمد . و نادر على الفور به وعدهء عفوزلات وى او را امان داد . چنين مىنمايد كه ، در آن اوقات تدبير نادرى اقتضاى مراعات خاطر و جلب قلوب افاغنه مىكرده است ، به سبب اشتهارنامه‌اى كه در وقت جلوس در باب اختيار مذهب اهل سنت و رد طريقهء شيعه به اطراف فرستاده بود ، نيمهء كينهء افغان را كم كرده بود . و در اين اوقات ديد كه فرصتى به دست است كه يكباره جذب خاطرهاى « 1 » اين طايفه كرده ايشان را به خود و حكومت خود متعلق سازد و ، اين مطلب را به خوبى انجام داد . بعضى از اين طايفه مادام حيات « 2 » نادر از شجاعترين مردان وى محسوب و در مقابل سيل شورش و طغيان اهالى ايران سدى منيع بودند . در هنگامى كه نادر به محاصرهء قندهار اشتغال داشت ، سرداران او تسخير قلاع اطراف مىكردند ، و هم در اين ايام بود كه پسر بزرگش
هامش
( 1 ) - در اصل : خواطر . ( 2 ) - در اصل : حيوة .