تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
صفوى اين مذهب متروك و مذهب تشيع را شايع و مسلوك داشت ، و از وقتى كه مذهب شيعه شايع شده است در ايران هميشه فتنه بوده است ؛ هرگاه اهالى ايران به سلطنت ما راغب و آسايش خود را طالب باشند ، بايد اين مذهب را تارك و به مذهب اهل سنت سالك ، ولى چون امام جعفر از ذريهء رسول و عند الناس ممدوح و مقبول است ، او را سر مذهب خود سازند . مردم همه به اين تغيير راضى شدند ، و فرمان « 1 » صادر شد كه اين مطلب را گوش‌زد جميع ناس نمايند . پس نادر گفت كه : صورت واقعه را به سلطان اسلامبول انها كرده ازو خواهم خواست تا به حقيقت مذهب جعفرى اذعان كرده آن را خامس مذاهب شمارد . و چنان كه چهار ركن در حرم به جهت نماز چهار مذهب معين است ، ركنى هم به جهت اين شيعهء جديد از مذهب حق مقرر شود . اقوال عديده و اختلاف آراست در اينكه سبب چه بود كه نادر قبل از جلوس ، وابستگى به ملت بلكه تعصب در مذهب شيعه اظهار مىكرد ، و در جولگاى مغان اظهار ميل و رغبت به طريقهء اهل سنت نمود . لاكن حق اين است كه نادر هميشه يك مذهب داشت و آن خودپرستى بود . تا وقتى كه خود را يكى از بندگان دولت صفويه مىنمود ، و مقصود بيرون كردن افغان و عثمانى از ايران بود ، ديد كه مذهب شيعه آلت خوبى است به جهت اجراى مرام و ، در وقتى كه بر مراد ظفر يافته ، همت بر استيصال خانوادهء شاه اسماعيل گماشت . و عروج بر معارج سلطنت ، او را به فكر تسخير جبال قندهار و صحارى هندوستان و بغداد و موصل و ساير بلاد آن صفحات انداخت ، مصلحت در انهدام بنيان مذهب اهل تشيع ديد ، زيرا كه از يك جهت محبت خاندان صفويه با اصل اين مذهب آميخته بود و ، از جهت ديگر ، عداوتى كه اهل سنت با متشيّعه دارند ، عايق بزرگى بود به جهت انجام فتوحاتى كه در خاطر داشت .
هامش
( 1 ) - صورت اين فرمان موقوف به يافت شدن است ( ح ) .