حتى وجه مواجب عساكر وى را به تعويق انداختند ؛ و او باوجود اينحال ، كوشش بليغ در دفع نادر نمود . فوجى از سواره معين كرده به استقبال ايرانيان فرستاد ، لاكن به يك حملهء ايشان از پاى درآمدند . و چون اين خبر به طوپال عثمان رسيد ، هرقدر مىتوانست جمعآورى سپاه نموده به ملاقات غنيم شتافت ، اما عساكر عثمانى به نقد از شكست سواره پاى صبر و ثباتشان از جاى رفته بود ، و هرچند سرعسكر خواست تحريك نايرهء غيرت ايشان كند ، ممكن نشد ، در اول وهله پراكنده شدند ، و جمعآورى ايشان از حيّز قدرت خارج بود . طوپال عثمان خود نيز بهسبب ضعف مزاج ، در تخت روان حركت مىكرد . چون شكست بر اتراك افتاد ، او را بر اسبى نشاندند به اميد اينكه جانى به در برد ، لاكن يكى از سپاهيان ايرانى را چشم بر لباس گرانبهاى وى افتاده او را شناخت ، با نيزهاى كه دردست داشت كار او را ساخت و سر او را جدا كرده نزد نادر برد . نادر بر كشتهء وى احترام كرد و حكم كرد تا جسد با سر وى را به لشكرگاه عثمانى رسانيده ، تا برحسب معمول نعش وى را مدفون سازند .
بعد از قتل طوپال عثمان و پراگنده شدن سپاه وى ، نادر بهجهت محاصرهء بغداد حركت كرد . مقارن اينحال خبر ياغىگرى محمد خان بلوچ در فارس رسيد .
نادر برحسب عجالهء وقت ، مصالحه با والى بغداد كرده به اين نوع كه ، ولاياتى كه در عهد سلطان حسين قبل از فتنهء افغان در تصرف دولتين ايران و عثمانى بوده برقرار سابق باشد . بجانب فارس حركت كرد ، و هنوز نايرهء طغيان فارس انطفا نيافته بود ، شنيد كه رجال دولت عثمانى از قبول مصالحهء والى بغداد سرباززده ، و عبد اللّه پاشاى والى مصر را با سپاهى فراوان مأمور به آن سمت كردهاند و ، اختيار صلح و جنگ را به او گذاشته كه به هر قسم كه مصلحت و اقتضاى وقت داند ، معمول دارد . نادر به استخلاص بلاد ارمنيه و گرجستان كه از معظمات ممالك منازع فيه بود شتافت ، و پل بر رود ارس انداخته تفليس و گنجه و ايروان را در وقت واحد محاصره كرد . و چون عبد اللّه پاشا نزديكى قارص را لشكرگاه و ، اطراف
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 475
مساهمون: سر جان ملكم
ص٤٧٥