زنان ايران كه در شهرها مىمانند ، عادتا مانند كنيزاناند « 1 » در خدمتگذارى و ، ازين جهت بسيارى از مخصوصات اين طبقه را دارند . اگر چند زنى صاحب اعتبار باشند ، رسوخى در كليهء ملت نخواهد داشت . اين است فقط چيزىكه ازين طبقه داريم . اگر غيرازين باشد ، خبر صحيح نداريم .
اگر بتوان قول عموم و افسانهء بعضى از محررين را قبول كرد ، مكرر حيلهء زنان مردان را به راه آورده است .
در باب زنان ايليات ، در اوراق سابقه سخن رانديم ، بالنسبه به زنان شهرى نوع آزادى دارند . اگرچه در حسن اندام و نزاكت طبع به زنان شهرى نمىرسند ، اما در عفت و عصمت و زحمت خانهدارى و ساير صفات لازمه از ايشان بهترند در حقيقت ، مكرر زنان عالىهمت و صاحبغيرت در اينان ديده شده است و ، سبب همان وضع زندگى و آزادى ايشان است .
الحاصل ، كليهء مردم ايران را مىتوان گفت كه : مردمى خوشتركيب و كاركن و قوىبنيه و زيرك و سريع الادراك و خوشرو و خوش معاشرتاند . و من حيث المجموع مىتوان گفت شجاعاند ، اگرچه اظهار شجاعتشان مانند ساير ملكى كه درين حالت بودهاند ، بيشتر بسته به وضع امير لشكر بوده است ، يا موقوف به طبيعت مطلبى كه به جهت آن جنگ مىكردهاند .
قبايح و معايبشان از محسناتشان بيش است . و چون اسباب حكومت به نوعى فراهم است كه در هروقت مجبورند كه به حيلتى وسيلت جويند ، يا شدت عملى نمايند ، عادى ايشان شده است كه هميشه ، يا تابعاند يا طاغى . بسيارى از نقايص بزرگ ايشان را بههمينسبب مىتوان راجع ساخت . و شايد كه هيچ ملكى نباشد كه بدوضعى حكومت ، بيشاز ايران سبب ارتكاب فواحش سكنهء آن باشد . اگر
هامش
( 1 ) - در اصل : كنيزاناند .