تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 874

مساهمون:

ص٨٧٤
بد گفت : يكى از مخصوصان وزير نيز حضور داشت و ، چون محرر اوراق از عاقبت آن انديشه داشت ، روز ديگر از وى پرسيدم كه : چه واقع شد ؟ گفت : هيچ چون وزير را ديدم ، گفتم : ما ايلياتى هستيم و ، بعد خنديده به من گفت كه : تو مىدانى كه اين لفظ ايليات عذر همهء ناهمواريها و ناهنجاريها است كه كسى بگويد يا بكند . بالجمله ، طبيعت امراى ايل و احشام را مىتوان گفت : يا تغييرات ملكى تغييرپذير است . وقتى كه مملكت آرام است ، خيلى شدت مزاج و درستى قول و فعلشان كم مىشود و ، به‌علت اينكه ، چون در طفوليت غالب به ضمانت حركات پدران در پايتخت مىمانند و ، در همان‌جا تربيت مىيابند و ، چون به سن شباب رسند ، هميشه بايد ملتثم « 1 » خباب و ملتزم ركاب شاهى باشند . رفته‌رفته عادت ملكى و اولياى دولت گيرند و ، كليهء خوى و رفتار ايشان پذيرند در باب رعايت اخلاق حميده و ملاحظهء فرايض شرعيه هيچ‌يك از طبقهء اعاظم ملك اعم از اينكه امراى ايليات باشند يا اعيان و اركان دولت ، قابل تعريف زياد نيستند . اما در باب محسنات اخلاق از قبيل عفاف و كفاف و پاك‌دامنى و راست‌كارى و غيرها ، حتى ظاهرا هم مراعاتى نمىكنند . در اجراى فرايض مذهب اگرچه به حسب ظاهر رعايتى مىكنند ، اما مكرر شده است كه در صحبتشان معلوم مىشود كه اعتنائى به اصل دين ندارند . و بسيار شده است كه چون از اين باب سخن در ميان آيد به‌طورى صحبت مىدارند كه قريب به كفر است . در ايران از مذهب صحبت داشتن على الخصوص وقتى كه خارج مذهبى در مجلس باشد ، شيوعى دارد .
هامش
( 1 ) - ملتثم : بالضم و كسر تاء مثلثه ، پوشنده ( ش ) .