روزى در مجلسى ، يكى از ملاها در باب حقوق و لزوم احترام سادات گفتگو مىكرد ، يكى از امرا گفت : اينها كه تو مىگوئى همه از براى مردم احمق خوب است كه غير از اين حرفها نشنيدهاند و چيز ديگر نديدهاند . من سفرها كردهام و كتب بسيار ديدهام و ، مكرر شده است كه سيدى ديدهام مثل سگ و يهودى مثل فرشته .
در يكى از كتب كه نزد محرر اوراق است ، حكايتى از كفر مضحك و آشكار يكى از امراى معتبر كه حال در خراسان است نقل مىكند . گويا وقتى حكايت نكيرومنكر را شنيده بود و خواسته بود كه به قاعدهء طبيعى خود حقيقت حال را دريافت كند ، اتفاق افتاد كه بارى در مسجدى يكى از ملاها همين ذكر را مىكرد و او حضور داشت ، چون اين مطلب را شنيد ، روى به مردم كرده گفت :
هرچه اين مرد ملا مىگويد دروغ مىگويد . يكى از نوكرهاى من مرد ، و من براى همين تحقيق مطلب دهنش را پر از گندم كردم و ، بعد از آن مكرر بر سر قبر وى رفته شكافتم ديدم همانطور دهنش پر است و ، محال است كه با دهن پر بتواند با انسان يا فرشته حرف بزند .
بالجمله ، طباع ايليات خيلى مختلف است با اهالى شهرها . ايليات نيز حسنات و قبايح مخصوص به خود دارند ، مردمى صادق و مهماندوست و رشيدند ، لاكن بىادب و سختمزاج و شديد العملاند . چون ضرورت به دروغ و فريب و حيله ندارند ، احتياج به استعمال هم ندارند ، و اين عيوبشان كمتر از مردم شهر است . پرواضح است كه به جهت اين است كه ، آن اسباب براى ايشان جمع نيست ، زيراكه بهوضوح پيوسته است كه هروقت در شهرى سكنى گرفتند ، يا جزء فاتحين داخل شهرى شدهاند ، در جميع فواحش و معايب بر جميع اعاظم و اراذل سبقت گرفتهاند .
تفصيل فواحش مردمى را نوشتن ، سبب تنفر و انزجار خاطر است .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 875
مساهمون: سر جان ملكم
ص٨٧٥