سوارهء ايرانى به يك حمله خصم را هزيمت داد ، اما پيادهء عثمانى پاى جلادت پيش نهاده دست از حريف برد . فوجى از اعراب كه نادر را از ايشان چشم داشت مدد بود ، بر يك طرف لشكر وى حمله بردند ، و مردان كار كه در تمام روز در آفتاب تابستان عربستان بگيرودار اشتغال داشتند ، بالاخره از شدت گرما و حرارت آفتاب و غلبهء عطش ، دستشان از كار ماند . خود نادر دو مرتبه در ميان دشمن اسبش گلوله خورده بر زمين افتاد ، و به اين سبب علمدار وى او را كشته پنداشته ، روى به گريز نهاد . جميع اين اسباب دست بهم داده سبب فتح عثمانى شد . و بعد آنكه از هشت ساعت متجاوز از طرفين كوشيدند ، لشكر نادر بهكلى متفرق گشت .
و هنوز اين خبر به بغداد نرسيده بود كه ، اهل شهر بر افواج ايرانى حمله برده هزيمت دادند .
اين قضيه در هزار و صد و چهل و شش واقع شد .
اگرچه از قرار تقرير اتراك ، شصت هزار ايرانى درين جنگ تلف گشتند ، اما احتمال دارد كه از بيست هزار متجاوز در معرض هلاك درآمدند ، غالبا همين قدر هم از اتراك كشته شد . لاكن فتح نمايانى كردند ، بهسبب اينكه نادر نتوانست لشكر شكسته و پراگنده را جمع كند ، تا اينكه به صحارى همدان رسيد ، كه از آنجا تا معركهء جنگ از دويست ميل متجاوز است .
تدبير و همت نادر چنانچه بعد از اين شكست بروز كرد ، در هيچوقت ظهور نيافته بود . بعوض اينكه لشكريان را ملامت كند ، تحسين كرد ، و بجاى آنكه تشنيع زند ، تشريف داد . آنچه از نقد و جنس و دواب به ايشان ضرر رسيده بود ، همه را با مضاعف از احسان خويش بهرهور ساخت و ايشان را از كشيدن انتقام از دشمن غدار تحريض و ترغيب نمود . اين حركت سبب ازدياد شهرت وى شده ، از جميع اطراف ايران لشكر به مدد وى شتافت ، چنان كه هنوز سه ماه نگذشته بود كه ، مجددا با سپاهى بيشازپيش در حوالى بغداد وارد شد . دشمنان طوپال عثمان در قسطنطنيه چون خبر فيروزى وى را شنيدند ، به حيله مدد و ذخيره
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 474
مساهمون: سر جان ملكم
ص٤٧٤