كه : دلالت بر رسيدن به تخت سلطنت مىكند .
امّا زحمت ميرزا مهدى مورخ او در اين باب كمتر است ، زيرا كه او از وقايعى كه بعد روىداد تعبير مىكند و مىگويد : كه چهارشاخ ماهى عبارت است از چهار مملكت ايران و خوارزم و هندوستان و توران كه به دست او مفتوح شد .
بالجمله ، بزرگتر كار نادر اخراج افاغنه از ايران بود ، و هيچ انعام و افضالى در ازاى خدمت كسى كه مملكت را از تعدّى و تطاول خصم ظالم خلاص كرده بود ، زياد نبود . چهار ملك معظم ايران كه عبارت از خراسان و مازندران و سيستان و كرمان باشد ، و طهماسب به پاداش اين خدمت به نادر واگذاشت . يا به عبارة اخرى ، دست از نيمهء مملكت برداشت ، فقط حق نادر دانسته شد . منقول است كه ، در همان كاغذى كه طهماسب به نادر نوشته ، ممالك مزبوره را به وى واگذار نمود ، ازو درخواست كرد كه نام سلطان بر خود گذارد و بهجهت اين مطلب تاجى مرصع به جواهر نفيسه مصحوب يكى از امرا به او فرستاد . نادر جميع عنايات شاهى را قبول كرده مگر لقب را ، كه ديد بدون آنكه فايدهاى ببخشد سبب حسد ديگران خواهد شد .
و در همين اوقات مزاوجت ما بين رضا قلى پسر بزرگ نادر و يكى از دخترهاى سلطان حسين مرحوم اتفاق افتاد . و نادر اگرچه از قبول نام سلطان ابا كرد ، لاكن فرصت غنيمت دانسته يكى از امور معظمهء مخصوصهء به سلاطين را اختيار نمود .
حكم كرد كه پولى كه به مواجب لشكر مىدهند ، از ممالك خراسان گرفته به نام وى سكه كنند . و اين فى الحقيقه معنى سلطنت على الاستقلال آن مملكت است .
فتوحات ترك سابقا مرقوم خامهء اعلام گشت ، عساكر عثمانى هنوز بهترين اطراف عراق و جميع آذربايجان را در تصرف داشتند . هنوز سپاه نادرى از زحمات تعاقب افاغنه نياسوده بودند كه به دفع اتراك در حركت آمدند . در صحراى همدان با دو لشكر عثمانى مقابلت اتفاق افتاده ايشان را برانداخت ، و همدان و جميع اطراف و نواحى آن بلدهء معظم را از غنيم مستخلص ساخت .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 470
مساهمون: سر جان ملكم
ص٤٧٠