تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
و چون اين امر به آسانى انجام يافت ، نادر به جانب كلات رفت . از قرارى كه معلوم مىشود ، او هميشه عمّ خود والى كلات را سدّ راه خود مىدانست ، بنابرين ، درين وقت فرصتى به دست كرده او را گرفت و با دست خود هلاك ساخت و ، كلات را متصرف شده ، بعد از آن به تهيهء جنگ افاغنهء خراسان پرداخت . و چون اخراج اين طايفه از آن بلاد منظورنظرها بود ، و اين‌كار به نيروى بازوى نادرى صورت يافت ، سبب اين شد كه دوباره شاه طهماسب رقم عفو بر سوابق زلات « 1 » وى كشيده او را مورد عنايات ساخت . و به‌واسطهء فتوحات نادرى مهام پادشاهى رونقى تازه يافت . از اوايل حال ، شاه طهماسب بر نادر به غايت حسد مىبرد ، تا وقتى كه نادر در يكى از حروب مشغول بود و ، طهماسب فرمانى به مراجعت وى از آن جنگ فرستاد و ، چون نادر آن فرمان را اطاعت نكرد ، پادشاه بىمايه بر سر جمع او را خاين و ياغى خواند . اين خبر انتشار يافته ، به نادر رسيد . او نيز به سمت دربار پادشاهى لشكر حركت داده پادشاه را مجبور ساخت كه به شرايطى كه خود القا كرد ، راضى شده مصالحه كند . اين واقعه قليلى بعد از فتح مشهد روى داد . و مىتوان گفت كه : اگر طهماسب در سابق قدرى اختيار داشت ، از اين وقت به كلى تمام شد . لاكن نادر با وى به احترام سلوك كرد ، تا وقتى كه ديد ماده به جهت غصب سلطنت مستعد است . و هم از اول فتحى كه وى را در خراسان دست داد ، بنا كرد كه مردم را به‌جهت خيالات آيندهء خود بيدار كند . مانند اردشير بابكان هرشب خوابى ديد و هرروز در تعبير آن جوابى شنيد ؛ از آن جمله ، شبى در خواب ديد كه : مرغابى با ماهى سفيد چهارشاخى به‌نظر وى درآمدند ، پس آن مرغابى را به تير زد ، و كسانى كه با وى بودند ، هرچه كردند كه ماهى چهارشاخ را به چنگ آرند ، نتوانستند . تا بالاخره خود دست يازيده به سهولت تمام آن را گرفت ، و به‌جهت اينكه مرغى و ماهى در خواب ديده بود ، منجمان متملّق گفتند
هامش
( 1 ) - در اصل : ذلات .