خود خطبه كند ، صاحبان دختر گفتند كه : رسم ما چنين است كه داماد بايد تا هفت پشت خود را برشمارد و بشناساند . نادر فرستاده را گفت : بگو كه داماد شما پسر نادر شاه است و نادر شاه پسر شمشير و پسرزادهء شمشير . و همچنين تا هفتاد پشت برشمار .
تولد نادرشاه
تولد نادر شاه در سنهء هزار و صد هجرى در مملكت خراسان اتفاق افتاد . مورخان ايران واردات اوايل احوال او را ذكر نكردهاند .
اول چيزى كه مىنويسند ، تولد رضا قلى ميرزاست كه در آن وقت سى و يك سال از عمر وى گذشته بود . قبل از آن در مخاطر و مهالك بسيار افتاد و مقاسات « 1 » و مكابده « 2 » با رنج بىشمار نمود ، لاكن در جميع موارد ، شجاعت و مردانگى و تهوّر و حذاقت وى به روزى داشت .
در هفدهسالگى به دست اوزبكانى كه هرساله اطراف خراسان را مىتاختند ، با مادرش اسير شد ، ايام اسارش چهار سال طول كشيد و ، مادرش هم در آن صفحات روزش به آخر رسيد . بعد از آن خود را رهائى داده به ملك خويش شتافت . از آن ببعد تا زمانى كه در خدمت شاه طهماسب داخل شد ، همينقدر قابل ذكر است كه نموده شود كه ، طبيعت اين مرد عجيب هميشه بر يك وتيره و يكسان بوده است . وقتى در خدمت بابل بيك « 3 » يكى از امراى ملك خود داخل گشت و ، بالاخره وى را كشته دخترش را بدر برد و به حبالهء ازدواج درآورده رضا قلى ميرزا ، از وى متولد گشت .
بعد از آن جمعى از قطّاع الطريق را با خود مع ساخته و در آن زمانهء پرشوروشر به تاختوتاز مردم اطراف تحصيل معاشى مىنمود ، تا رفتهرفته آوازهء بهادرى او
هامش
( 1 ) - مقاسات بالضم ، با كسى رنج كشيدن به چيزى ( ح ) .
( 2 ) - مكابده بالضم ، رنج چيزى كشيدن ( ح ) .
( 3 ) - ميرزا مهدى خان ، باباعلى بيك مىنويسد . گويا غلط مؤلف باشد ، زيرا كه اهالى فرنگستان خاصه انگريزان اسمها را خيلى تحريف و تصحيف بلكه خراب مىكنند ( ح ) .