فصل بيست و چهارم در باب آبوهواى ايران و مردم اين ملك و آنچه از آن حاصل مىشود با چند كلمهاى در باب سواد شهرها و قرى و ، مختصرى در باب ترقى سكنهء اين مملكت در علوم و صنايع نفيسه و علوم ادبيه
بعد از تفصيلى كه در باب مذهب اهالى ايران و وضع حكومت اين ملك داده شد ، پيش از آنكه بيان رسوم و عادات مردم آنجا شروع شود ، چند كلمهء مختصر در باب آبوهوا و حاصل و مقدار خلق و طرز و طور و سواد شهرها و قصبات و قرى و ترقى سكنهء اين مملكت در صنايع مفيده و زينتيه بىفايده نخواهد بود .
ايران در اين اوقات كه گرجستان از آن موضوع است مىتوان گفت كه ، عرضش از بيست و ششم درجهء شمال گرفته تا درجهء چهلم بسط دارد . و طولش از جانب مشرق از چهل و پنج تا شصت و يك . شايد در عالم مملكتى ديگر نيست كه با اين سعه « 1 » آنقدر اختلاف اهويه داشته باشد . اين اختلاف اهويه چنين مىنمايد
هامش
( 1 ) - سعه بالفتح و الكسر ، فراخى و گنجايش و ، توانگرى و ، دسترس ، و طاقت و توانائى ( ح ) .