جنوبيه و ، سرماى آن نه به حد ممالك شماليهء ايران است . اگرچه به سبب پستى و بلندى درهها و كوههائى كه در اين حوالى يافت مىشود هوا اختلاف پيدا مىكند ، لاكن هرگز گرما و سرما به غايت نمىرسد . خاك اراضى فارس على الغلبه حاصلخيز است . شهر بزرگ كم يافت مىشود ، لاكن رودهاى كوچك فراوان دارد . در كوهستانش مراتع خصبه چراگاه بهايم ايلات آن اطراف است ، و در حوالى شهرهايش اقسام غله و ميوه به كثرت و وفور هرچه تمامتر دست مىدهد . از فارس هرچه به جانب خطهء معظم عراق كه در شمال آن واقع است حركت مىكنيم آب وهوا بهتر مىشود .
اصفهان
و اصفهان را كه وقتى پايتخت و هنوز يكى از شهرهاى معظم ايران است ، چنين مىنمايد كه ، آبوهوايش بهتر از جميع بلاد اين ملك باشد . تابستانش نه به گرمى شيراز است و زمستانش نيز غالب از آنجا سردتر نمىشود ، در جميع ايام سنه بجز چند هفته ، هميشه آسمان صاف و روشن است ، بارانش هرگز سنگين نيست و ، برف بسيار كم است كه بر روى زمين مدتى بماند . هوا بهقدرى صاف و خشك است كه هر قسم از معادن صيقلى را دران گذارند زنگ نخواهد گرفت . فصول اربعهء آن منظم و منسق است و ، در اوايل بهار صورت طبيعى ملك از قبيل رودهاى صافى و ، خيابانهاى درختستان و ، باغهاى مملو از رياحين و ، صحراهاى سبز و خرم به نوعى است كه مىتوان گفت كه ، در عالم ملكى بهتر ازان نمىشود .
معروف است كه يكى از تجار ايرانى كه مسافرت اقطار كرده و در دهلى ساكن بود ، وقتى با پادشاه ملاقات نموده پادشاه از وى پرسيد كه : ازين همه بلاد كه ديدى كجا را بيشاز همه پسنديدى ، مرد تاجر بلاتأمل گفت : خانهء خود را .
پادشاه متعجب شده سبب سؤال كرد . تاجر گفت اى خداوند ، به اتفاق اقليم چهارم نيكوترين ساير اقاليم است ، و ملك عراق نيز مسلم است كه بهترين بلاد اين اقليم است و ، اصفهان ام البلاد عراق است و ، سعادتآباد بلاشبهه به از ساير محلات