احكام شريعت است ، كسى را ياراى اينكه بر خلاف يكى از قواعد مقرره دمى زند ، يا قدمى بردارد نيست .
حكومت ايران را مىتوان گفت كه : حكومت لشكرى است كه عمل و ادارهء آن موقوف بر حال رعيت و وضع مملكت است . اقتدار پادشاه ايران بيشتر موقوف بر خوفى است كه رعيت از وى دارند . چنانچه گفته شده است كه : شمشير سلطان هميشه بايد بلند باشد . پادشاه ايران بايد هميشه به جهت دفع دشمن خارج و دفع شورش داخل مستعد و چالاك باشد ، زيرا كه امراى جاهطلب و سركش اطراف وى را احاطه كردهاند و ، مادام كه از وى بيم ندارند ، نه خود ايمن و نه رعيت آسوده تواند بود .
امراى مقتدر و اعيان ملك بنابر وضع حكومت ، هريك در امور محولهء به خود اختيار و اقتدار على الاطلاق دارند . بنابراين چون از سلطان بيم نداشته باشد ، رعيت در تحت حكومت جمعى از ظلمه در معرض صدمات زياد خواهند بود .
وزرا چون واسطهء ما بين سلطان و رعيتاند اقتدار زياد دارند . و پادشاه چون غالبا بر اقتضاى وقت كار مىكند ، لاجرم احكام و اعمال وى بسيار اين است كه موقوف بر آراى كسانى است كه محل اعتماد وى واقع شدهاند .
و لهذا مقربان وى منشاء بسيارى از امور نيكوبد نمىتوانند شد . و اين قسم اعتبار كه به سبب مراودت با پادشاه شفاها يا در خفيه مصدر امرى شوند ، كمابيش جميع اعيان دولت و خدام سراى سلطنت را حاصل است . و چون بنابر وضعى كه حكومت مطلقه دارد محال است كه اگر خطائى از اينگونه اشخاص سرزند رجوع به محكمهء عدالتى غيراز خود پادشاه كنند ، لازم مىآيد كه اين طبقه به كلى تابع ارادهء پادشاه باشند . و به نوعى تركيب حكومت شده است كه ، محال است حالت اين اشخاص غيراز آنچه هست باشد . مىتوان گفت كه : بيشتر امن و رفاه مردم بسته به مخاطرهاى است كه اشخاص مزبوره هميشه در معرض آن واقعاند ، زيرا كه هيچيك از وزرا و امرا نمىتوانند به اسم پادشاه خلاف انصاف
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 766
مساهمون: سر جان ملكم
ص٧٦٦