تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 727

مساهمون:

ص٧٢٧

فصل بيست و سوم در بيان حكومت ايران با ملاحظاتى چند در باب اجراى عدالت و وضع اخذ ماليه و بندوبست عسكرى اين مملكت

شروع در تعريف حكومت ايران و نزاعى كه علماى مسلمين دارند در باب آنكه ، آيا حكومت حق كيست ، موجب تضييع وقت است . از زمان فوت [ حضرت ] محمد ، ص حق هر سلسله‌اى از سلاطين اسلام غالبا بر شمشير بوده است ، اما گاهى تدبير اقتضاى آن كرده است كه نام امام بر پادشاهان نهاده‌اند ، مثل خلفاى عربستان و ، مىتوان امتداد بالنسبه بعضى از بزرگترين سلسلهء سلاطين اسلام را نسبت به همين داد كه ، جمع ما بين سلطنت دينى و دنيوى كرده بودند . از زمان برافتادن خاندان عباس ، ديگر هيچ پادشاهى در ايران لقب امامت نداشت ، يعنى صاحب مسند شريعت نبود . بلى سلاطين صفويه را احترامى فوق سلطنت مىنمودند ، لاكن نه‌اينكه ايشان را امام ملت دانند ، زيرا كه اين لقب ، بنابر مذهب شيعه مخصوص است به على و يازده فرزندش و ، حال اختصاص به مهدى مىدهند كه وى را امام آخرين و هنوز موجود لاكن غايب مىدانند و ، در ايام غياب وى ، مجتهدين ادارهء امور شريعت كنند . پادشاه ايران گفته شده است كه ، از جميع سلاطين عالم به رعايا مطلق العنان‌تر و مقتدرتر است و همچنين چنان كه مسطور شد ، دليل است براينكه از زمان قديم بر اين