تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 706

مساهمون:

ص٧٠٦
على النقد قدم بر معارج ترقيات نهاده از مدارج شهوات و تكاليف ظواهر شرع رسته و به قطع علايق و كشف بسيارى از حجب از همگنان ممتاز باشند . و چون خواهند كه وى را داخل اين مقام كنند ، ابتدا بايد كه مدتى دراز ، كه بنا بر قول بعضى كه كم از چهل روز نباشد ، روزه دارد . و در عرض اين مدت ، همه در خلوت مشغول به ذكر اسماء و فكر آلاء الهى باشند ، و هيچ نخورد و نياشامد مگر فقط چيزىكه سد رمق كند . و چون در اين ايام ، صبر و ثبات وى را عرضهء امتحان و ابتلا ساختند ، وى را اذن مسافرت داده ، بايد بدون رفيق و سمير « 1 » در صحارى و قفار بگردد ، و گاه‌گاه خدمت مرشد را دريابد . اگر از بوتهء امتحان عيار وجودش بىغل وغش برآمد ، خليفه يا مرشد در وقت موت خرقهء خود را كه جميع مايملك اوست به دو سپارد و ارشاد مريدان را به دو گذارد . اگرچه متصوفهء ايران بسيارى از عقايد و استعمالات را از هندوستان گرفته‌اند ، اما از اعمال غيرعاديه كه مرتاضين هنود به آن اقدام دارند ، ابا كرده‌اند ، زيرا كه جهل و نادانى بايد رسوخ كلى در خاطر داشته باشد تا انسان به اين‌گونه اعمال اقدام كند . و اعيان متصوفهء ايران همه به دانش و تقوى معروف و موصوف بوده‌اند . متاخرين صوفيه هريك از معارف كه در تاريخ عالم صاحب‌نامى بوده‌اند ، ازين طبقه محسوب كرده ، چنانچه ابراهيم خليل را از اين سلسله دانند و گويند كه : وى در عبادت خداى تعالى شب به روز بردى و روز به شب آوردى . و همچنين هركس از گفتار و كردارش آثار فلسفه يا حكمت الهى به ظهور رسيده است از خويش دانند . اگرچه اين ادعا ثابت نمىتواند شد ، به‌جهت اينكه بسيارى از عقلا و فضلا و كاملترين و قابلترين اهالى ايران به تمسك و توسل به ظاهر شريعت مقرره مشهورند ، لاكن هنوز اين طايفه را رسد كه دعوى كنند كه ، خلقى كثير كه
هامش
( 1 ) - سمير بالفتح ، افسانه‌گو و آنكه شب افسانه گويد ، و انباء سمير : روز و شب را گويند ( شمس اللغه ) .