در اثناى اين واردات اشرف فاتحهء اقبال دانسته به غرور زمان اعتماد كرد ، اما هنوز از بادهء اين جام مست نشده بود كه ، خبر فتح خراسان به ضرب شمشير بهادران طهماسب به مسامع وى رسيد . اگرچه مدتها بود كه نام طهماسب در افاغنه بهطور استحقار مذكور مىشد ، لاكن اين تغيير در اوضاع وى موجب هراس و دهشت شده ، اشرف به جد هرچه تمامتر به تهيهء اسباب مقابلت و مدافعت پرداخت . سىهزار سوار جمعآورى نمود كه نيمهء بيشتر آن افغان بودند ، و در شهرهاى معظم مملكت بهقدر امكان مستحفظان برگماشت ، و بسيارى از مردان شهرهاى مزبور را حكم كرد بيرون بروند ، و اگر نروند به قتل رسانند . اين عدم اعتماد بر مردم از يك طرف سبب ضعف خود ، وار سمت ديگر سبب تقويت دشمن شد ، زيرا كه همين مردم با دل پركينه به جانب دشمنان تاخته و با ايشان در ساخته به قلعوقمع وى يكدل گشتند . نادر طهماسب را از حركت به جانب اصفهان مانع شد ، و مىخواست كه اشرف را به جانب خراسان بكشد ، و چنانچه مأمول وى بود ، اشرف از بيم آنكه مبادا هرروز غنيم قوت گيرد ، به شتاب تمام متوجه بلاد خراسان گشت ، و در حوالى دامغان دو لشكر تلاقى شدند . افغانان على الفور حمله بردند ، سپاه نادرى چون كوه ثابت و راسخ قدم افشرده حملهء خصم را رد كردند . اشرف دو دسته از لشكر خود جدا كرده حكم داد كه دوره زده از پهلو و عقب بر دشمن حمله كنند ، و خود با جميع سپاه به قلب عساكر نادر حمله برد .
نادر چون دريافت كه افغانان برآنند كه از عقب ايرانيان برانند ، جمعى از هرجانب متوجه ساخته ايشان را متفرق ساخت . و چون تفرقه و پراكندگى عارض سپاه غنيم شد ، فرمان داد كه بهيكباره بر خصم تاختند و پاى ثبات ايشان را از جاى برانداختند . جمعى كثير از افاغنه تباه شدند و معدودى قليل از ايرانيان ، و تمام اسباب و اثاثهء اردوى افاغنه بهدست خصم افتاد . بايد خيلى به تعجيل گريخته باشند ، زيرا كه بسيارى از هزيمتيان روز دوم به طهران رسيدند . و از معركهء جنگ تا طهران قريب دويست ميل است . از آنجا به شتاب هرچه تمامتر به اصفهان رفتند .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 460
مساهمون: سر جان ملكم
ص٤٦٠