مسجد آسمانى به زمين افتاد و ، آدم در وقت عبادت توجه بدان مىنمود . پس از فوت او شيث ع بر همان صورت خانهاى از سنگ و گل بنا كرد ، و در طوفان آن خانه خراب شد .
ابراهيم و اسماعيل پسرش دوباره خانهاى برجاى آن بنا كردند و ، دقت كردند كه در تركيب مثل خانهء اولين باشد ، و اين معنى صورت گرفت بهجهت اينكه وضع تركيب و هيئت خانه به ابراهيم وحى شد .
سنگ سياه مشهور به حجر الاسود كه در زاويهء سمت جنوب و مشرق نصب كردهاند ، گويند يكى از جواهرات بهشت است كه با آدم به خاك افتاد ، و در طوفان جبرئيل آن را محافظت كرده در وقت بناى كعبه به ابراهيم داده .
گويند كه در اول حال سفيد بود رفتهرفته از مس گناهكاران « 1 » سياه شد .
بارى ، اين حرفها و بسيارى افسانههاى ديگر ازين تركهء ايام بتپرستى در ميان مسلمين شايع است . زوار آن سنگ را غايت احترام مىكنند و آن را مىبوسند .
و هم سنگى ديگر است ، در جائى كه آن را مقام ابراهيم گويند و ، گويند در وقتى كه ابراهيم به ديدن پسرش اسماعيل آمد ، يك پا را برآن سنگ گذاشته ، نقش پاى او باقى ماند .
و ديگر چاه زمزم است كه گويند در وقتى كه هاجر اسماعيل را زائيد ، هوا گرم بود ، عطش غلبه كرد ، اين چاه به حكم خدا بهجهت او پيدا شد .
بعد از فوت محمد ، عليه السلام ، سلاطين اسلام مسجد را وسيع كردهاند و خانه را زينت داده و ، هرساله از جميع بلاد مسلمين و ساير اطراف عالم كه اين فرقه سكنى دارند ، زوار به آنجا مجتمع مىشوند . تفصيل مراسم و مناسك آن طولى دارد .
غالبا ازين قبيل است كه اعداى اين ملت نسبت و مشابهت آن به اوضاع
هامش
( 1 ) - در اصل : گناهكاران .