كنند . و از اعاظم انبيا يكى موسى و ديگر عيسى است و ، خود را خاتم پيغمبران خوانده گفت : كسى بعد از وى مبعوث نخواهد شد . و همچنين گفت كه : در كتب سماوى به ظهور وى خبر دادهاند ، چنانچه در سورهء صف از زبان عيسى گويد :
وَ إِذْ قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَنِي إِسْرائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ
« 1 »
مبناى اين آيه بر ترجمهء جملهاى است كه از فصل شانزدهم انجيل يوحنا كردهاند ، كه در آن فارقليطا موعود است و فارقليطا را به تحريف خواندهاند .
علماى اين ملت ، اسلام را بر دو قسمت معين كردهاند :
قسم اول را دين خوانند و ، آن عبارت است از ايمان به خدا و ملائكه و رسل و كتب او و ، اعتقاد به معاد و روز محشر . و خدا را قادر على الاطلاق و احكام وى را ازلى و ، خير و شر را از جانب وى دانند .
و قسم ثانى را شريعت گويند و ، آن عبارت است از صوم و صلات و حج و زكات . هيچچيز عالىتر و نيكوتر از عقيدهء اهل اسلام در توحيد نمىشود ، از آنروكه از هرطرف رو به يكى دارند ، چنانچه از آيات و اخبار و آثار و اشعار و اقوال و افعالشان همه ظاهر است .
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
« 2 »
هرجا كه نظر كردم سيماى تو مىبينم .
او تعالى را مخصوص و شايستهء بندگى مىدانند و بس و ، هيچيك را از مخلوقات درين باب با وى شريك و سهيم نمىسازند .
و ازجملهء عقايدشان به حكم قرآن اعتقاد به وجود فرشتگان است . فرشتگان را مخلوق از نور و ، از اكل و شرب و توليد و تولد برى مىدانند ، و هر صنف ملائكه را شغلى مخصوص معين كردهاند : كار بعضى فقط تمجيد و تحميد خالق است . و
هامش
( 1 ) - صف ، 6 .
( 2 ) - بقره ، 115 .