باشد « 1 » . جميع اعمالش القاى رعب و هراس مىكرد . اما اگرچه با امراى سركش و مقتدر سختگير بود . با سپاهيان خود و قاطبهء خلق به رأفت و عطوفت مىزيست .
مردمشناسى وى به نهايت بود و ، در همه وقت از وى ظاهر مىشد كه بر طبايع مردمى كه دور او بودند اطلاع كلى داشت .
از آن جمله مسموع افتاد كه ، وقتى در دور كرمان بود ، حاجى ابراهيم وزير عازم خدمت وى بود ، يكى از غلامان شاهى در عرض راه نسبت به حاجى خيلى به طور بىادبى حركت كرد ، حاجى ابراهيم حكم كرد تا او را تأديب كردند . كسانى كه با وى بودند هرچه خواستند مانع شوند و گفتند : اين عمل مورث خرابى وى خواهد شد ، قبول نكرد و گفت : اگر آقا محمد خان مثل منى را بهجهت چنين شخصى مؤاخذه كند ، هرچه زودتر خراب شوم بهتر است . چون به اردو رسيد و به حضور رفت ، آقا محمد خان تا او را ديد گفت : حاجى يكى از نوكرهاى مرا ادب كردى ، خوب كردى من ممنون شدم . تو كسى هستى كه اين حرامزادهها را به قاعده بدارد . و خود اين مرد را به وزارت اختصاص دادن ، دلالت مىكند كه چهقدر مردمشناس بوده است . هيچ تدبيرى بيشاز وزارت حاجى ابراهيم ، كه حقيقت شايستهء اين امر خطير بود ، تقويت سلطنت وى نكرد . و تا آقا محمد خان در حيات بود ، حاجى ابراهيم كمال اعتبار و اقتدار داشت .
بالجمله ، سه نفر از برادران آقا محمد خان كه مدعى تاجوتخت بودند از ايران گريختند ، و برادر ديگرش مصطفى قلى خان را به گمان اينكه قصد حيات او دارد كور كرد . فقط جعفر قلى خان باقى مانده بود كه هم از بدايت امر ، دم از هواخواهى او مىزد و در تقويت كار وى مساعى جميله مبذول داشت و ، در بسيارى از اوقات ما بين آقا محمد خان و ساير اقارب قبيله را او به اصلاح آورد .
هامش
( 1 ) - خدمات نادرشاه افشار در خارج به ملت ايران و ، صفاى باطن و نيكى نفس و عدالت كريم خان را مستحق ساخت كه قصر سلطنت مقبرهء ايشان شود .
( حرره ميرزا محمد على كشكول )