كه عبارت از آققوينلو « 1 » و قراقوينلو « 2 » باشد ، در سلسلهء سلاطين ايران در شمار آمدهاند . در اين اوقات مراتع و اويماقات ايشان در سواحل شرقيهء بحر خزر بود ، اما بهقدرى نزاع و نفاق خانگى داشتند ، كه به فتح بلدى يا هواى حكومتى نمىتوانستند پرداخت و ، بهسبب جلادت فطرى نيز آرام نمىتوانستند گرفت .
از فوت نادرشاه تا استقرار سلطنت آقا محمد خان ، غالبا على الاتصال به اطراف ايران تاختند و ممالك و مسالك را عرضهء يغما و تاراج ساختند . نه فقط بلاد اطراف بحر خزر از تطاول ايشان در رنج بودند ، بلكه به عراق نيز پاى جسارت نهادند و دست تغلب گشادند .
يكى از معتمدين محرران فرنگستان مىنويسد كه : تا پشت ديوار اصفهان را تاخته پسران و دختران مردم را بر اسبهائى كه بهجهت همين مطلب يدك كرده بودند بسته و مىبردند . و چون اسبهاى ايشان قوى و به اينگونه سفرهاى شاقه معتاد بودند ، تعاقب كردن ايشان فائدهاى نمىبخشيد . اسب تركمانى حيوانى قوىقوايم و خوشآيند است . از يك زرع و نيم تا دو گره بالا قد آن مىشود .
نژاد آن از عرب است . و چون اسب عربى با ماديان ملكى جمع شود و كرهء اين دو در مراتع خصبه چرا مىكند ، بر قوت و عظم جثه مىافزايد .
نگارندهء اوراق بعد از آنكه به دقتى تمام تحقيق مطلب كرد ، معلوم شد كه سوارهء تركمان كه از صدها ميل مسافت به ايران مىرفتهاند ، روى هم رفته در نهضت و ركضت « 3 » و مقابلت و مراجعت روزى صد و پنجاه ميل اسب مىتاختهاند ، و اسبهاشان را به نوعى كه ما در اسبدوانى رياضت مىدهيم بهجهت اينگونه كارها تربيت مىكنند . و چون مىخواهند بفهمانند كه ، اسبى براى چپاول تيار است ، به اين عبارت
هامش
( 1 ) - آققوينلو : صاحب گوسفند سفيد ( ح ) .
( 2 ) - قراقوينلو : صاحب گوسفند سياه ( ح ) .
( 3 ) - ركضت بالفتح : پاى جنبانيدن و حركت دادن پا . برانگيختن اسب براى تاختن ( شمس اللغه ) .