تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
نهادند نداشتند . بلادى كه در اين اوقات در تحت حكومت آقا محمد خان بود ، در اواخر عهد كريم خان آرامى و رفاه داشتند ، لاكن بعد از فوت او على الاتصال محل آشوب و عرضهء جنگ و جدال بودند . اگرچه دعوى تاج‌وتخت منحصر به سلسلهء زنديه و آقا محمد خان بود ، اما چون از هر طرف به مدد و معاونت امراى قبايل احتياجى تمام داشتند ، اين‌صورت سبب شد كه اين طبقه درين اوقات به نوعى معتنابه شده ، و عظم و شأنى يافتند كه در هيچ زمانى از ازمنهء سابقه نبودند و نداشتند . و از وقايعى كه پيش نگارش يافت معلوم مىشود كه ، دوستى امراى مزبور نيز كمتر وقتى قابل اعتماد بود ، زيرا كه پايه‌اى نداشت و ، نقض عهد و شكستن پيمان چنان عموم يافته بود كه در نظرها قبيح نمىنمود . امراى ايران كه وقتى به هواخواهى دولت ضرب المثل بودند ، در اين اوقات چنان اغراض « 1 » نفسانى بر ايشان « 2 » غلبه يافته بود كه حتى در جنگها به نوعى حركت مىكردند كه نه تنها قولشان بلكه جرأت و جلادتشان محل شك است . بزرگترين جنگهائى كه ازين اوقات نقل شده است فقط قابل نام زدوخوردى جزئى است . وقتى كه دو لشكر تلاقى مىكردند ، چند نفرى از طرفين غالبا از قبيلهء خود سردار بر يكديگر به شدت تمام حمله مىبردند و ، بقيهء قبايل اغلب اين بود كه تماشاچى بودند ، تا اينكه نتيجهء جنگ اين چند نفر معلوم شود ؛ شكست بر هرطرف مىافتاد ، ساير يا صاحب خود را رها كرده به دشمن مىپيوستند ، يا با رفقاى خود در فرار شريك مىشدند ، چنانچه در بسيارى ازين جنگها كه در هرطرف بيست يا سىهزار جمعيت بود ، از پانزده يا بيست كشته و ، شايد ضعف همين عدد هم زخمى زياده يافت نمىشد . و از همين است كه مكرر يك سردار دلير با چند نفر از تبعه بر جمعى كثير غلبه كرده‌اند . اگرچه بعضى از امراى عشاير و ايلات مجبور بودند به اينكه عيال خود را
هامش
( 1 ) - اغراض بالكسر ، تنگ‌دل كردن ؛ و بالفتح ، غرضها ( ج ) . ( 2 ) - در نسخهء كتابت ضياء الادبا : اولاد ايشان .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 575 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت