تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
در مقر سلطنت به امانت بگذارند و به ضمانت بدهند تا دليل بر عدم خيال خيانت ايشان باشد ، لاكن ، امراى ديگر بودند ، و از جمله مقتدرترين ايشان كه زن و بچه و اموال خود را در شهر يا قريه‌اى كه مسكن ايشان بود گذارده ، و على الظاهر به بهانهء اينكه از تاخت‌وتاراج دشمن مصون باشد و ، در حقيقت به خيال اينكه به نوعى خود را از تطاول و تعدى سلطان ايمن و معاف دارند ، به حصانت و استحكام آن مىكوشيدند . در وقتى كه آقا محمد خان به هواى سلطنت سر برداشت ، وضع امراى لشكرى ايران موافق با مقاصد وى نبود ، اما اين پادشاه مدبر كوشيد تا قبيلهء خود را با يكديگر متفق و با خود يكدل و يك‌زبان ساخت . و به جهت انجام اين مطلب ، علو همتى به اقصى الغايه ظاهر نمود . از آن جمله در هنگامى كه قدرت بر انتقام داشت ، از خون پدر و اعمام خويش درگذشت . و همچنين از بدترين حركات خلافى كه در ايام گرفتارى بالنسبه به وى كرده بودند ، عفو و اغماض فرمود . اين بزرگى نفس سبب شد كه قبيله‌اى در مدد و معاونت وى اتفاق كردند ، و صداقت و تعلق ايشان در آن وضعى كه ايران در آن اوقات داشت ، بزرگتر تقويتى به جهت آقا محمد خان گشت . استرآباد از زمانى دراز محل اقامت و مقر استقامت اعيان قاجار بود و ، چون در گوشهء خارجى از مملكت واقع شده بود ، محال بود كه گاهى پاىتخت مملكت شود ، اما اسباب عديده دست بهم داده بود كه آقا محمد خان مىخواست به ممالك موروثى خود نزديك ، و از قبايلى كه غالبا به جهت قوام و دوام مملكت خود محتاج به معاونت ايشان بود دور نيفتاده باشد ، بنابراين عزم كرد كه طهران را كه بىفاصله در پاى كوهى كه فاصلهء ما بين عراق و مازندران است استحكام داده پاىتخت سازد . استحكامات اصفهان و شيراز و كرمان را با خاك پست كرد . و چون اهالى ديار مزبوره از محاصره‌هاى پىدرپى رنجه بودند اين خرابيها را مايهء آبادى مىدانستند .