متعلقان وى كه در شيراز هستند در معرض خسار و بوار خواهند بود . اين خبر ، حسب المأمول اثر كرده عساكر صادق خان از سر وى پاشيدند . و صادق خان لاعلاج با سيصد نفر به كرمان گريخت . فوجى از سواران متعاقب او فرستاده شد ، و در تنگ ارسنجان كه بهقدر چهل ميل مسافت در سمت شرقى شيراز واقع است ، تلاقى طرفين شده دست و پنجه نرم كردند . محمد حسين خان زند هزاره ، سركردهء سواره مقتول و تبعهء او مغلوب شده به شيراز مراجعت كردند . و صادق خان به جانب كرمان عنانريز گشته ، بنابر قول على رضا قلعهء رفسنجان ، و بنابر ديگران ، قلعهء بم را پناهگاه ساخت . و والى قلعه يكى از امرا بود كه با صادق خان دم از مصادقت مىزد .
ذكر مجملى از احوال آغامحمد خان قجر
چون نظر بر عواقب امور شود ، يكى از وقايع عظيمه كه بعد از فوت كريمخان روى داد ، گريز آقامحمد خان قجر است كه سالها در شيراز محبوس بود .
صورت واقعه اجمالا اينكه :
چون آغامحمد خان خود را به كريمخان تسليم كرد ، تا چندى در محافظت وى مبالغه مىرفت ، چنانچه اذن بيرون رفتن از شهر نبود . اما در اواخر ايام حيات كريمخان ، ازدياد محبت كريمخان و آرامى مملكت ، سبب اين شد كه رخصت يافت كه هروقت خواهد به شكار برود . وهم از اول عقل و كياست و فهم و فراست او موجب اعتماد كريمخان گشته ، غالبا در امور مملكت از وى مشورت جستى .
و بنابراين آقا محمد خان رفتهرفته بر طباع و امزجهء امراى ايران وقوف يافته ، مىتوان گفت كه : فوت كريمخان را مقوم طالع خود دانسته از مدتها مترصد چنين روزى مىبود . در مرض موت كريمخان يكروز قبل از آنكه زندگى را وداع گويد ، به بهانهء شكار از شيراز بيرون رفت ، و آنروز دوازدهم صفر هزار و صد و نود و سه هجرى بود . و خواهرش كه در حرم شاهى بود ، ساعتبهساعت او را خبر مىفرستاد ، تا اينكه خبر رسيد كه كريمخان نفس آخرين كشيد . هنوز اين خبر