اين زين را واپس آورد ، خدا آنقدر به او زندگى بدهد كه ، صد زين طلاكوب به خود ببيند . و من يقين دارم كه از دعاى آن زن بود كه من به اين دولت رسيدم .
كريمخان رعايت لوازم مذهب به احسن وجه نمودى ، اما سخترو و سختگير نبودى . غالبا خوش و خرم بود ، و تا آخر ايام حيات از لذات دنيا بهره برد ، و همى خواست تا ديگران نيز بهرهور باشند . و بدين سبب بعضى زبان طعن گشوده او را مستغرق در لذات و مستهلك در تجملات و بىخبر از خرابى حال رعايا مىنويسند . اما اگر ملاحظهء اتفاق كسانى كه تاريخ ايام او را نوشتهاند و كسانى كه خود شاهد به راى العين بودهاند بشود ، معلوم مىشود كه ، حتى در اجراى شهوات و استيفاى لذات هم به نوعى نبوده است كه بهحد افراط رسيده باشد و ، او را مانع از مهمات امور سلطنت شده باشد . تربيتى نداشت . منقول است كه حتى نوشتن هم نمىدانست . از نسب و حالات اوايل عمرش معلوم مىشود كه :
اينگونه كمالات نه هرگز داشته است و نه هم مىخواست كه داشته باشد . پسر يكى از امراى كوچك ايلات صحرانشين بايد در همان هنرهائى كه لايق حال او بود امتيازى داشته باشد ، و كريمخان را امتياز كلى بود : سوارى بىعديل بود ، و قوت بدنى زياد و در استعمال اقسام آلات حرب ، حذاقتى وافر و ، اندامى چست و چالاك داشت .
اما اگرچه خود از كسب علوم بىبهره بودى ، علما را اعزاز و احترام و ، ديگران را به تحصيل دانش ترغيب و تشبيب « 1 » فرمودى . دربار او مرجع ادبا و مجمع فضلا بود . عمارت سعديه و حافظيهء شيراز از بناهاى اوست . عادت سلاطين ايران است كه هرروز چند ساعت در ديوان مظالم به جهت فريادرسى رعايا و غور كردن در امور خلايق مىنشيند .
حكايتى درين باب از كريمخان منقول است كه كاشف مزاج و وضع سلوك وى
هامش
( 1 ) - تشبيب : فرمان دادن و ممتاز داشتن ، آتش افروختن و آتش شوق كسى را اشتعال دادن ( ش ) .