تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
در هرطرف ، سبب سرسبزى زراعت و خرمى باغ و بوستان بود . يك شبر « 1 » زمين از سبزه خالى نبود ، مگر جاهاى دهات و قرى و قصور امرا ، كه هريك با قصر سلطنت دم مساوات مىزد . و اين همه در عرض يك ماه چنان از تيشهء عدوان افغان ريشه‌كن شد ، كه بعد از آن قرنها گذشت و روى آبادى نگرفت ، تا هنوز آثار خرابى آن طايفه در آن اطراف مشهود ناظران مىشود . القصه ، محمود بعد از آنكه غلهء بسيار و ذخيرهء فراوان به‌جهت لشكر خود جمع كرد ، حكم فرمود كه ، بقاياى غلات را كه از جمع آن عاجز بودند ، بسوزانند . عدم آذوقه سبب اين شد كه اهالى دهات به طرف شهر گريختند ، و اعيان ضعيف العقل نيز به خيال اينكه عدد زياد سبب تقويت است ، ايشان را به شهر راه دادند . اگرچه اين قضيه قدرى سبب گرانى شد ، لاكن چون شهر از يك طرف محاصره بود ، كسى گمان قحط نمىبرد . بنابراين افغانان يورش به پل ديگر برده ، و چون گرجيانى كه به محافظت آن اشتغال داشتند ، از شراب سرمست بودند ، نتوانستند مقاومت نمود ، و پيش از آنكه لشكرى ديگر به مدد ايشان برسد ، آن پل به تصرف افغانان آمد ، و مبلغى از ايشان از پل گذشته اطراف شهر را گرفتند . اينواقعه سبب ازدياد دهشت خلايق گشته ، جمعيت كردند و از اولياى دولت به اصرار هرچه تمامتر درخواست كردند كه ، جنگ افغانان را به ايشان گذارند . لاكن اعتنائى به اصرار ايشان نشد . مقارن اين‌حال خبر رسيد كه ، دوبارخانه ذخيره را كه به شهر مىآورده‌اند ، افغانان گرفته ، و جمعيت بختيارى و لارى را كه به محافظت آن دوبارخانه مأمور بوده‌اند ، گريزانيده . از اين خبر بر مردم يقين شد كه اصفهان از دست رفت . ولى برحسب اتفاق قضيه‌اى روى داد كه دوباره چراغ اميدشان نورى يافت . بن اصفهان كه در اين ايام به اصفهانك مشهور است ، دهى است مستحكم ، و در سه ميلى اصفهان در دامنهء كوهى واقع است . در خرابى افغان جمعى از سكنهء دهات
هامش
( 1 ) - شبر بالكسر ، بمعنى وجب كه آن را بدست نيز گويند ( ش ) .