داده تا در دايرهء تجارت خود وسعت دهند . و بهجهت اينكه از تعدى و اجحاف مسلمين مصون مانند ، مقرر نمود كه در جميع قواعد سياست خصوص قصاص با مسلمين شريك باشند . و بدينسبب ، آن طايفه هم در عهد او از همه حيثيت ترقى كردند . و در عهد سلاطينى كه بعد از وى سلطنت كردند ، بيشتر از بيشتر در امن و رفاه مىزيستند . اما از ابتداى سلطنت سلطان حسين بهكلى ورق برگشت . و چون اين پادشاه ضعيف العقل از حمايت طبقات ناس عاجز بود ، اين طايفه بهسبب مال و مذهب ، در معرض بغض و حسد وزراى دولت و ملاهاى ملت درآمدند . اموال ايشان رفت ، و احكام عديده صادر شد كه ، اگر مسلمانى عيسوى را بكشد ، قصاص بر او نيست ، مگر اينكه قدرى معين غله به ورثهء مقتول بدهد . و اين اسباب ايشان را از نظرهاى مردم انداخته ، عرضهء استخفاف و استحقار ناس كه از هر ظلم شديدى بيشتر سبب بيزارى رعيت از حكومت است ساخت .
عجب نيست كه در چنين وقتى ، امناى مملكت به طايفهاى كه اين نوع سلوك كردهاند ، اعتماد نتوانند كرد . بنابراين تدبيرى انديشيدند ، فرمانى به نام ارامنه صادر شد كه ، چون پادشاه به ارامنه بيشاز ساير رعايا وثوق دارد ، مىخواهد فوجى خاصهء خود از ايشان ترتيب دهد ، لهذا بايد در روز معين همه با سلاح به دربار پادشاهى حاضر شوند . بيچارگان سادهدل اين معنى را موجب مباهات و اعتبار دانسته برحسب فرمان بهقدرى كه در حيّز امكان داشتند ، سلاح با خود گرفته ، روز ديگر به سراى سلطنت شتافتند . ولى به عوض اينكه به ايشان خدمت رجوع كنند ، اسلحه از ايشان گرفته گفتند كه : پادشاه را بر ايشان اعتماد نيست . و فوجى ايرانى به محافظت جلفا فرستاده خواهد شد . اما با اين همه ، ارامنه مردمى نبودند كه در اين مقدمه ، خيانتى از ايشان ، چنان كه گمان اعيان ملت بود ، صادر شود ، بهعلت اينكه اگرچه از جور و تعدى حكومت بيزار بودند ، لاكن ، نه اين بود كه حكومت افغان را بهتر از ايرانيان دانند ، بلكه به مراتب بدتر مىدانستند . و بههمين سبب بود كه قبول كردند كه هر فوجى كه به محافظت جلفا مأمور شود ، مواجب و
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 423
مساهمون: سر جان ملكم
ص٤٢٣