اين همه وقايع رويداد و گذشت و اهالى پاىتخت حركتى كه سبب رنجش افغانان شود نكردند .
محمود پس از انجام امور جلفا ، به تسخير اصفهان عازم شد . سمت جنوبى رودخانه از جلفا تا عباسآباد ، جميع در دست افغانان بود . عمارات شاهى و باغهاى بهشتآئين كه شاهعباس و سلاطين صفويه در آن سمت ساخته بودند ، كاروانسراى افغان و اصطبل دواب ايشان گشته ، زحمت قرنها به خرابى يكروزه برباد رفت .
مركز لشكر افغان درين وقت خيابان چهارباغ بود . محمود به جنگ شروع كرده به يكى از برجها يورش برد . اما ايرانيان افغانان را به ضرب توپ و تفنگ پس نشاندند .
محمود انديشه كرد كه مبادا ازين سبب هراس اهل شهر كم شده كار مشكل شود . روز ديگر با جمعى از ابطال افاغنه به يكى از پلها كه استحكامات آن از ساير بيش بود ، چنان به شدت حمله برد كه فتح شهر متيقن شد . الا اينكه احمدآغا ، يكى از خواجهسرايان ، سبب نجات اصفهان گشته بر افغانان حمله كرد ، و بعد از حرب قوى ، ايشان را به مراجعت مجبور كرد .
محمود ازين قضيه زياد انديشناك گشته ، به مصالحت پيغام فرستاد . و از شروط مصالحه اين بود كه : ممالك قندهار و خراسان و كرمان به او و اولاد او نسلابعدنسل على الاستقلال واگذار شود . و پادشاه نيز دختر خود را به شرط زنى به سراى وى فرستد . و پنجاه هزار تومان نقد به او بدهند . مطالب مزبوره مقبول نشد . محمود تدبير ديگر كرده ، ابتدا عزم كرد كه به تخريب قرى و دهات اطراف شهر پردازد ، و قصبهجات اطراف و حوالى اصفهان را مىتوان گفت كه در آن اوقات از جميع قرى و دهات عالم معمورتر و آبادتر بودند . قوهء طبيعت و عقل و تجربت اهل خبرت و وفور دولت و مكنت ، همه دست بهم داده در سالهاى دراز و قرون عديده به تعمير و تزئين آن حوالى پرداخته بودند . آب صافى زايندهرود به توسط نهرهاى بىشمار
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 425
مساهمون: سر جان ملكم
ص٤٢٥