منقول است كه ، در اين جنگ ، بيست و پنج عرادهء توپ ، بىآنكه يك دفعه به دشمن انداخته شود ، از دست دادند .
عدد مقتولين ايرانى از دو هزار زياده نبود . كشتگان افغان نيز همينقدر مىرسيد .
گويند كه : بعد از شكست ، به خيال اينكه مبادا حيله كرده باشند ، افغانان ايرانيان را تعاقب نكردند . چون خبر اين واقعه در شهر شايع شد ، قلق و اضطرابى تمام به مردم روى داد ، و سلطان حسين ديگرباره با امرا مشورت نموده مصلحت در آن ديد كه ، اصفهان را رها كند و به احضار عساكر محروسه فرمان دهد . و گفت :
چون شهر از خزانه و پادشاه خالى ماند ؛ در نظر افاغنه عظمى نخواهد داشت . و از آنطرف عساكر شاهى ايشان را احاطه كرده كار برايشان تنگ خواهند ساخت .
اين راى اگرچه على الظاهر موافق مصلحت بود ، و محمدقلى خان و جمعى از امراى ديگر نيز بر اين اتفاق كردند ، اما والى عربستان نپسنديد « 1 » و گفت : خروج پادشاه از پاىتخت گريز است . و پادشاهى كه نتواند خود را به مجرد شكست جزئى نگاهدارد ، زود موجب بيزارى رعايا خواهد شد . و چون خود گريخت ، ديگران را از گريز منع نتواند نمود .
راى والى اختيار شد ، به تهيهء اسباب محصورى پرداختند . پلها را استحكام دادند ، ديوارها را تعمير نمودند ، و برجها برپا كرده توپها را بر برجها كشيدند .
ارامنهء جلفا در عهد شاه عباس بزرگ مورد اقسام عواطف و اصناف عنايات پادشاهى بودند .
از آن جمله اينكه ، شاه عباس ايشان را از خدمت معاف داشت ، و كلانترى از خود اين طايفه بر ايشان مقرر كرد و ، فرمود تا اهالى دربار نيز با وى به تعظيم و توقير « 2 » سلوك كنند . و همچنين مبلغى خطير از خزانه به تجار ايشان به قرض
هامش
( 1 ) - در اصل : نه پسنديد .
( 2 ) - توقير بالفتح ، بزرگ داشتن و آزموده كردن و آرميده كردن ( شمس اللغه ) .