تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
منقول است كه ، در اين جنگ ، بيست و پنج عرادهء توپ ، بىآنكه يك دفعه به دشمن انداخته شود ، از دست دادند . عدد مقتولين ايرانى از دو هزار زياده نبود . كشتگان افغان نيز همين‌قدر مىرسيد . گويند كه : بعد از شكست ، به خيال اينكه مبادا حيله كرده باشند ، افغانان ايرانيان را تعاقب نكردند . چون خبر اين واقعه در شهر شايع شد ، قلق و اضطرابى تمام به مردم روى داد ، و سلطان حسين ديگرباره با امرا مشورت نموده مصلحت در آن ديد كه ، اصفهان را رها كند و به احضار عساكر محروسه فرمان دهد . و گفت : چون شهر از خزانه و پادشاه خالى ماند ؛ در نظر افاغنه عظمى نخواهد داشت . و از آن‌طرف عساكر شاهى ايشان را احاطه كرده كار برايشان تنگ خواهند ساخت . اين راى اگرچه على الظاهر موافق مصلحت بود ، و محمدقلى خان و جمعى از امراى ديگر نيز بر اين اتفاق كردند ، اما والى عربستان نپسنديد « 1 » و گفت : خروج پادشاه از پاىتخت گريز است . و پادشاهى كه نتواند خود را به مجرد شكست جزئى نگاهدارد ، زود موجب بيزارى رعايا خواهد شد . و چون خود گريخت ، ديگران را از گريز منع نتواند نمود . راى والى اختيار شد ، به تهيهء اسباب محصورى پرداختند . پلها را استحكام دادند ، ديوارها را تعمير نمودند ، و برجها برپا كرده توپها را بر برجها كشيدند . ارامنهء جلفا در عهد شاه عباس بزرگ مورد اقسام عواطف و اصناف عنايات پادشاهى بودند . از آن جمله اينكه ، شاه عباس ايشان را از خدمت معاف داشت ، و كلانترى از خود اين طايفه بر ايشان مقرر كرد و ، فرمود تا اهالى دربار نيز با وى به تعظيم و توقير « 2 » سلوك كنند . و همچنين مبلغى خطير از خزانه به تجار ايشان به قرض
هامش
( 1 ) - در اصل : نه پسنديد . ( 2 ) - توقير بالفتح ، بزرگ داشتن و آزموده كردن و آرميده كردن ( شمس اللغه ) .