تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
ميرخواند سلسلهء نسب او را بدين نوع مىنويسد كه : امير تيمور بن ترغاى ابن امير بركل بن اينكيز نويان بن امير انجل بن قراچار نويان بن امير سوغوجيجن ابن ايرومجى بن قاجولى بهادر بن تومنه خان بن بايسنقر خان بن قيدو خان بن دوتومنن خان بن بوقا خان بن بوزنجر قاآن بن آلانقوا . از اينجا به نسب چنگيز خان پيوسته ، و از آلانقوا به ترك بن يافث بن نوح مىرسد . بالجمله ، اختلال و اغتشاشى كه بعد از اولاد و احفاد جغتاى در مملكت ماوراءالنهر روى داده و منازعات و محاربات امرا بر سر تقسيم مملكت ، و توزيع سلطنت اين خانواده ، با ترقى تيمور مناسبتى تمام داشت . چون تغلق تيمور خان كه امارت بدخشان و كاشغر داشت ، به ادعاى قرابت به خانوادهء چنگيز خان ، بلاد ماوراءالنهر را به وراثت حق خود مىدانست ، به آن صفحات لشكر كشيد ، امير تيمور در آن وقت جوان و اول ظهور جلادت و كفايت وى در اين واقعه بود . شرح اين مقال آنكه ، عم وى حاجى برلاس كه امير قبيله و والى كش بود ، از خبر حركت تغلق تيمور خان ، [ چنان ] هراس بر وى مستولى گشت ، كه به جانب خراسان گريخت . تيمور عزم كرد كه با خان كاشغر ملاقات كرده اظهار اطاعت كند ، به اين خيال كه ، يا چنان كه خود در تزوك « 1 » مىگويد ، به‌جهت استخلاص ملك از تاخت و قتل و غارت [ دشمن ] يا به اميد اينكه به‌سبب اطاعت ، بدون مقاومت دوستى قوى براى خود بتراشد . و در اين باب در تزوكى كه از وى منقول است مىنويسد كه در اين امر از پير « 2 » خود كنكاش خواستم . ايشان در جواب من نوشتند كه : از خليفهء چهارم على ( ع ) سئوال كردند كه ، « هرگاه آسمانها كمانها گردند ، و زمينها زه آن
هامش
( 1 ) - يكى از محررين فرنگستان مىنويسد كه : تزوك تيمورى در هندوستان به حكم شاه جهان پادشاه دهلى از تركى به زبان فارسى ترجمه شده ( حاشيه م ) . ( 2 ) - مراد از پير ، مولانا زين الدين ابو بكر تايبادى است كه امير را به آن جناب ارادت بوده ( ح ) .