ايالت نشست .
مشهور است كه حسين را سيرتى نيكو بودى و عدل و انصاف دوست داشتى .
بالجمله ، احمد برادر ديگرش به دعوى تاجوتخت با حسين مصاف داده او را به پدر و برادر ملحق ساخت و ملك را متصرف شد . احمد حاكمى بيدادگر و غدار بود ، و بالاخره اعمال شنيع وى رعايا را مجبور كرده به امير تيمور تظلم برده استخلاص خود را از وى خواستند . و چون به اين سبب از ملك آواره گشت ، تا امير تيمور در حيات بود ، هميشه حركت مذبوحى مىكرد تا بعد از فوت امير تيمور خواست كوششى كرده ملك از دست رفته را به چنگ آرد ، ولى پيش از آنكه عروس مقصود را در كنار كشد ، چنگ اجل گريبانگيرش گشته قرايوسف كه از امراى تراكمهء فراقوينلو بود ، او را گرفته روانهء ملك عدم ساخت .
از زمان رجوع كوكب اقبال خاندان هلاكو تا هنگام فتح ايران به دست امير تيمور ، پرگنهء فارس در قبضهء تصرف جمعى از حكام بود كه ايشان را آل مظفر خوانند . از آنرو كه مبارز الدين محمد ملقب به مظفر سرسلسلهء ايشان بود .
اين سلسله هفتاد و هفت سال در فارس حكومت داشتند و هفت نفر از ايشان به مسند رياست نشستند « 1 » .
اول - مبارز الدين محمد مظفر
دوم - پسرش شاه شجاع « 2 »
سوم - شاه محمود بن مظفر
چهارم - سلطان احمد بن مظفر
پنجم - شاه منصور بن مظفر
هامش
( 1 ) - در نسخهء اصل : نشست .
( 2 ) - مدت سلطنت شاه شجاع بيست و پنج سال و دو ماه و ايام حياتش پنجاه و سه سال و دو ماه بود ( ح ) .