موسى خان در همين سال بر تخت برآمد ، دو ماه پادشاهى كرده عزل شد .
محمد خان در همين سال به تخت نشست و تقريبا دو سال پادشاه بود و در سنه 1338 كشته شد . ساتى بيك خواهر سلطان ابو سعيد را شيخ حسن چوپانى در همين سال به سلطنت برداشته و او را به جهان تيمور در سنه 1339 عقد بست .
جهان تيمور در همين سال از تخت به زير آمده سليمان خان برجايش برآمد ، و او نيز در سنه 1344 ملك را گذاشته به ديار بكر رفت .
نوشيروان در همان سال صاحب سرير گشت .
جمعى از مورخين كه تفصيل وقايع منازعهء امرا را مىكنند ، از اين سلاطين يك دو روزه ذكرى نكردهاند . [ و از امرائى كه در اين ايام اختلال و هرجومرج به مدارج عاليه ترقى كردهاند ] . معظم ايشان پسران چوپان « 1 » حسين كوچك و اشرف بودند .
حسين به دست زن خود كه حريف او را قيد كرده بود از قيد حيات رست . اشرف نيز ، عمر و امارت را در جنگ خوى با جانى بيك خان حاكم دشت قبچاق ، كه با لشكرى گران به ايران تاخته بود ، باخت .
چون بعد از فوت ابو سعيد ظلم و بيداد پسران چوپان نسبت به خانوادهء او از حد گذشت ، جمعى از ايشان سلامت در فرار ديدند ، از آن جمله حسين بزرگ پسر ارغون ، چندسال بعد از فوت ابو سعيد به بغداد رفته و آن شهر را به تصرف آورده بنياد حكومتى كوچك نهاد . عمرش بهجهت اينكه حكمش بر اطراف بغداد روان شود ، در جنگوجدل گذشت . ولى قبل از آنكه به مقصد فايز شود درگذشت .
پسرش اويس فتوحاتى كه پدرش شروع نموده بود ، تمام كرده بر جميع بغداد و متعلقات آن فرمانروا گشت ، و بعلاوه اثر شمشيرش به آذربايجان و خراسان رسيد .
مقارن فوت اويس ، امرا به جهت رفع نزاع وراثت ، اتفاق كرده پسر بزرگش حسن را به قتل رسانيدند ، و حسين برادرش لقب جلال الدين بر خود گرفته بر مسند
هامش
( 1 ) - در نسخهء طبع 1323 ه هند : حسن .