ايام سلطنت وى ، فقط جنگى در خراسان با طايفهء جغتاى اتفاق افتاد . و شورشى هم در گيلان واقع شد . تاتاريان را شكست ، لاكن لشكرى كه به گيلان فرستاده بود هزيمت يافتند ، و در آن جنگ قتلق شاه كه در عهد غازان خان سردار كل عساكر و در جنگ شام ، امارت جميع سپاه به دو مفوض بود ، كشته گشت .
گويند سلطان محمد « 1 » پادشاهى عادل بود و اول پادشاهى است از ايران كه مذهب شيعه اختيار كرد و فرمود تا نام دوازده امام پاك را بر وجوه دنانير نقش كنند ، و تا هنوز نام او در ايران به خير مذكور است . لاكن گويا بيشتر بهسبب مذهب وى باشد نه بهجهت صلاحيت نفس .
شهر سلطانيه از بناهاى اوست ، آن را بنياد نهاده پاىتخت ممالك خويش نمود ، و بعد از وى جانشينان وى نيز آن مملكت را دار الملك مقرر نمودند . عمارات خوب در آن شهر بسيار بود ولى بهترين و عالىترين آنچه باقىمانده است ، قبربانى آنست . و آن شهر در اين اوقات بهكلى خراب است و از آبادى سابق آن قليلى مانده است ، قدرى از قبر خدابنده هنوز برقرار است ، و از آنچه برقرار است معلوم مىشود كه عمارتى نيكو بوده است . قطر عمارت از صد پا بيش است ، و ارتفاع گنبد تخمينا صد و بيست پا مىشود . قبر در وسط گنبد است ، و قدرى از سنگهاى رخام آن قبر هنوز باقى است ، لاكن جميع از حال كار بيرون است ،
فتحعلى شاه كه در اين اوقات پادشاه ايران است ، سراى كوچك تابستانى در آنجا ساخته ، هرسال با لشكر تا چند هفته در سلطانيه بهجهت خوشى آبوهوا بهسر مىبرد .
سلطنت سلطان ابو سعيد
بعد از محمد خدابنده پسرش ابو سعيد كه ملقب بهادر خان است ، در سن دوازدهسالگى بر تخت برآمد .
هامش
( 1 ) - وفات سلطان محمد خدابنده در شب عيد فطر در سنه 716 روى نمود . ايام حياتش سى و شش سال و سلطنتش دوازده سال است ( ح ) .