ستيز اختيار كرده ، دوباره از جيحون عبور نموده سر خويش گرفتند . و بعد از اين جنگ ، كار امير نوروز بالا گرفته تا بالاخره به جائى رسيد كه ، غازان خان از حركات وى متوهم شده ، يا بهسبب خوف يا ظن بد ، به استيصال وى پرداخت .
بعضى از مورخين سبب قتل امير نوروز و كفران حقوقى كه از غازان خان در اين باب سرزد ، اينطور مىنويسند كه : غازان هميشه امير نوروز را دشمن مىداشت بهجهت اينكه او را بر قبول دين اسلام مجبور كرد و او قلبا از اسلام بيزار بود . و همين معنى سبب جنگ غازان خان با سلاطين مصر بود . و دليل بر اين معنى ، وعدهاى بود كه بيت المقدس را به تصرف عيسويان بدهد . لاكن همهء وعدههائى كه غازان خان با امراى ملت عيسوى كرد ، احتمال دارد كه بهسبب اقتضاى مصلحت دولتى باشد نه ميل و رغبت مذهبى [ زيرا كه ] با اهالى مصر جنگ داشت ، و در آن جنگ مدد سلاطين فرنگستان ضرور بود ، لهذا هرچه مىدانست كه باعث ميلان خاطر و جذب قلوب ايشان مىشود ، مضايقت نداشت كه وعده كند . مورخان اسلام برآنند كه ، جمعى از امراى مغول كه هنوز به شريعت عيسوى يا به مذهب قديم خود مايل بودند ، و هرچه كار اسلام بالا مىگرفت عداوت ايشان به اين مذهب زياده مىگشت ، اتفاق كرده سبب قتل [ امير ] نوروز شدند .
در جنگهائى كه در بلاد شام نمود ، در مبادى امر نصرت و فيروزى وى را بود ، ولى در اواخر ، نكبات تمام عارض حال لشكر او شده ، ازين سبب اندوه كثير بر ضمير وى استيلا يافت ، و سبب قطع رشتهء حيات او گشته بعد از اندك مدتى در شهرى كه قريب تبريز بنياد و نام آن را شام غازان نهاده بود ، به سراى جاويدان رفت « 1 » .
هامش
( 1 ) - وفات سلطان محمود غازان روز يكشنبه يازدهم شوال سنه 703 هجرى اتفاق افتاد . مدت سلطنتش هشت سال و نه ماه و ايام حياتش سى و سه سال بود . قوانين غازان خان در تواريخ مذكور است . ( ح )