مذبوح مانند اسير گشته و جمعى از امرا كه از اعمال وى ناراضى بودند ، به قتل وى اتفاق نموده نخل حياتش را از پاى درانداختند « 1 » .
بايدو خان فقط چند ماهى سلطنت ايران كرد .
غازان خان بن ارغون خان بر وى خروج كرده از زبر كاخ « 2 » به زير خاكش كشانيد .
مورخان معاصر وى گويند كه ، بايدو قصد وى كرده و او به جهت حفظ خود ، اين كار كرد . درهرصورت چون غنيم « 3 » از ميان برخاست ، در روز جلوس وى قريلتاى جمع شده چنان كه رسم خانان بزرگ از نياكان او بود ، به سلطنت وى اتفاق كلمه و ائتلاف جمله نمودند و وى در همان مجلس امرا را مخاطب ساخته بعد از تقرير مواعظ دلنشين ، خاطرنشان ايشان كرد كه ارادهء وى آن است كه ، اعوجاج حكومت را تعديل نمايد و ، در اصلاح امور رعايا سعى كند . و امور مزبوره صورتپذير نخواهد بود مگر به مدد و معاونت ايشان . و اگر از كسى عملى بر خلاف ارادهء او ظهور كند ، به عقوبت شديد و ياساى سخت معاقب خواهد گشت .
الحاصل ، از فوت هلاكو تا جلوس « 4 » غازان خان ، مملكت در قبضهء اقتدار جمعى از امراى مقتدر بود كه فى الحقيقه هريك دعوى سلطنت مىكردند .
و به اين واسطه متصل در هرجومرج بود .
يا ساوتزك چنگيزخانى بر طاق نسيان نهاده شد ، و آن نگهبانى و خبردارى حكومت و نظم و نسق شديد كه موجب حفظ رعايا از تعدى و تطاول ديگران است و ، بدين واسطه تلخى سلطنت ظلمه را در مذاق ايشان گوارا دارد ، در ملك
هامش
( 1 ) - سلطنت كيخاتو خان سه سال و پنج ماه بود ( ح ) .
( 2 ) - در نسخهء اصل : سرير كاخ .
( 3 ) - در نسخه طبع 1323 ه هند ، بجاى غنيم خصم آمده .
( 4 ) - جلوس سلطان محمود ( غازان ) هفدهم جون سنه 1265 مسيحى مطابق ذيحجه سنه اربع و تسعين و ستمائه روز عيد اضحى روى نمود ( ح ) .