نامهاى بر رقمش آه غريبان پيدا * نامهاى در شكنش خون شهيدان مضمر « 1 »
نقش تحريرش از سينهء مظلومان خشك * سطر عنوانش از ديدهء محرومان تر
ريش گردد ممر صوت ازو گاه سماع * خون شود مردمك ديده ازو گاه نظر
تاكنون حال خراسان و رعايا بوده است * بر خداوند جهان خاقان پوشيده مگر
نى نبود است كه پوشيده نباشد بر وى * ذرهاى نيكوبد نه فلك و هفت اختر
به خدائى كه بياراست به نامت دينار * به خدائى كه بيفراخت به فرقت افسر
خسرو اعظم خاقان معظم كز جد * پادشاه است و جهاندار به هفتاد پدر
دانمش فخر بدين است كه در پيش ملوك * به سرش خواندى سلطان سلاطين سنجر
اى كيومرث بقا پادشه كسرى عدل * اى منوچهر لقا خسرو افريدون فر
قصهء اهل خراسان بشنو از سر لطف * چون شنيدى ز سر رحم در ايشان بنگر
بر بزرگان زمانه شده خردان سالار * بر كريمان جهان گشته لئيمان مهتر
بر در دونان احرار حزين و حيران * در كف رندان ابرار اسير و مضطر
هامش
( 1 ) - مضمر بضم يكم و فتح سيوم ، پوشيده ( ح ) .