وى افتاد . گويند غوريان را نسب به ضحاك مىرسد .
اسماء سلاطين غزنويه ازين قرار است :
سبكتكين و او در سنه 365 هجرى جلوس بر تخت نمود .
اسماعيل در سنه 387 .
محمود در سنه 387 .
محمد در سنه 421 .
مسعود در سنه 422 .
مودود در سنه 433 .
مسعود در سنه 441 .
على در سنه 441 .
عبد الرشيد در سنه 443 .
فرخ زاد در سنه 444 .
ابراهيم در سنه 450 .
مسعود در سنه 492 .
ارسلان شاه در سنه 507 .
بهرام شاه « 1 » در سنه 512 .
هامش
( 1 ) - در نفحات مسطور است كه : سبب توبهء شيخ سنائى آن شد كه : در زمستانى كه سلطان محمود به غزاى كفار بيرون رفته بود ، سنائى قصيدهاى در سلك نظم كشيده متوجه اردوى سلطان شد . در اثناء راه ، به در گلخنى رسيد كه يكى از مجذوبان مشهور به لاى خوار ساقى خود را مىگفت : قدحى پر كن به كورى محمودك غزنوى ! ساقى گفت : محمود پادشاهى است مسلمان و به امر جهاد مشغولى مىنمايد . لاىخوار گفت : مردكى است ناخوشنود ، آنچه در دست وى آمده است ضبط نمىتواند كرد . مىرود كه مملكت ديگر بگيرد ، و آن قدح را دركشيده باز گفت : قدحى ديگر پر كن به كورى سنائيك شاعر ! ساقى گفت : سنائى شاعرى است فاضل و لطيف طبع . لاىخوار گفت : اگر وى را از لطف طبع بهرهاى بودى به كارى اشتغال نمودى كه وى را به كار آمدى ، گزافى چند نوشته كه به كار وى نمىآيد و نمىداند كه او را براى چه آفريدهاند . سنائى معاصر و مداح بهرام شاه بوده است ( حاشيه ، حرره ميرزا محمد على كشكول )