تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
هزار سوار فرمان ترا سر خواهند نهاد . سلطان را باطنا وحشت روى داد . گويند از همان‌روز دانست كه سلطنت در خانوادهء وى نخواهد ماند .

سلطنت طغرل

اول زمينى كه اين طائفه گرفتند ، در عهد مسعود بود ، و نتيجهء آن نيز مرقوم گشت . بعد از هزيمت مسعود ، خراسان ايشان را مسلم گشت . و پيش از آن نيز از خراسان تا رود سيحون را در تصرف داشتند . و طغرل كه در آن اوان امارت ايشان مىنمود ، در نيشابور نام پادشاهى بر خويش نهاده ، و چون اخبار ضعف و هرج‌ومرج و بىنظمى دار الخلافه و بلاد متعلقهء به آن را شنيده بود ، عزم تسخير آن صفحات را نمود و برادر خويش داود را در خراسان گذارده خود به جانب عراق عرب نهضت كرد . بعد از فتح عراق لشكر به بغداد كشيده آن ملك را به قبضهء اقتدار آورده . بعد از آن به جانب موصل شتافت . و چون از تسخير موصل و حوالى آن فارغ گشت ، به بغداد مراجعت فرمود . القائم بامر اللّه در روز ملاقات وى تكليف و تجشمى بىاندازه و با احترامى زياده بر زياد وى را ملاقات كرد . گويند : طغرل چون خليفه را ديد ، از اسب پياده شده و با امراى خويش پياده به حضور مقدس خليفهء پيغمبر رفتند ، و خليفه بر تختى نشسته بود و پردهء سياهى بر روى آن تخت كشيده بودند . برداسود كه شعار عباسيان بود بر دوش و عصاى رسول در دست داشت . طغرل زمين بوسيده و چون اندكى بر پاى ايستاد ، او را بر تختى كه نزديك تخت خليفه نهاده بودند نشاندند ، و پس از آن فرمان نيابت وى را كه از جانب خليفهء رسول مقدس و امير المؤمنين صادر شده بود خواندند . هفت خلعت بر وى پوشانيدند و هفت غلام به وى بخشيدند ، علامت اينكه از جانب امير المؤمنين فرنرواى « 1 » هفت اقليم گشت . و پردهء زرين كه با مشك
هامش
( 1 ) - در اصل : اينجا و ديگر جاها : فرمان‌روا .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 226 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت