فصل هفتم نظر اجمالى در دين و شريعت و تاريخ و افسانههاى قديم و طبيعت و عادات اهالى ايران قبل از ظهور اسلام
بايد اندكى در اين مقام توقف نموده امعان نظرى در اقوال مصنفين كه در فصول سابقه نقل اقوال ايشان كرديم ، و اينگونه امعان لابد منجر مىشود به چند كلمهاى در باب شريعت اسلام و تاريخ و افسانه و طبايع اهالى قديم ايران .
چون به تاريخ اوايل رجوع شود ، نخست چيزىكه مطمحنظر گردد ، امورى است كه مرتبط به شرايع و اديان است و ، وضع پرستش مخلوق مر خالق را و ، رسوم پرستش هر ملت را مىتوان گفت ، قرون عديده قبل از بروز تاريخ حقيقى ايشان است و ، اينصورت به سبب بزرگى مسئله و بلندى اصل مطلب است ، زيرا كه درهرحال ، جهالت يا وسواس كه انسان توجه به صانع خود نمايد ، همان عمل از خويش رستگى و به او تعالى پيوستگى . بعلاوه القاى رعب و احترام اثرى غريب ، كالنقش فى الحجر « 1 » در خاطر مىنمايد . و اول جهد و كوشش هر ملتى در حالت جهالت ، هميشه اشتهار و استدامهء قوانين شريعت ايشان است ، و به جهت همين مطلب ، قلم نقاش و حكاك و خطاط در كار آمد ، و علم و فضل نيز ، در به دو ظهور ، مخصوص به كسانى بود كه مباشرت امور مذهب داشتند ، و دانش ايشان مطلقا مصروف استعلا و تقويت آن مذهب بود . پس بناء على تلك المقدمه « 2 » واضح
هامش
( 1 ) - همچون نقش بر سنگ .
( 2 ) - بنابراين مقدمه .