بودند غرق ورطهء هلاك گرديدند . فيروزان با چهار هزار نفر گريخته به كوه پناه برد هزار نفر از اعراب او را تعاقب كرده و به ديگران ملحق ساختند . فتح نهاوند كار ايران را تمام ساخت . و از آن روز باز در تحت حكومت خلفا منتقل شد .
يزدجرد چندسال در كمال ضعف و انكسار زيست . اول به سيستان گريخت ، و بعد از آن به خراسان و ، از آنجا به مرو . حاكم مرو به خان توران پيغام داد كه ، اگر بخواهد ، يزدجرد را به او خواهد سپرد . خان قبول كرده لشكر تركستان داخل مرو شدند ، و با اينكه اهالى كوششهاى مردانه نمودند مفيد نيفتاد . شهر به دست تورانيان افتاده يزدجرد پياده فرار كرده ، در دو فرسخى مرو به آسيابى رسيده ، و از آسيابان استدعا كرد تا او را پنهان كند . آن مرد گفت : مبلغى به صاحب آسيا مقروضم ، اگر تو آن وجه را ادا كنى در حمايت من باشى . يزدجرد قبول كرده شمشير و كمر خود را به گروگان نزد او گذارده خود به استراحت مشغول شد . لاكن حب مال و طمع در لباس سلطنت ، آسيابان را بر آن داشت كه سر يزدجرد را ، با همان شمشير كه از او گرفته بود ، بريده جسدش را در آب آسيا انداخت . اين است قول صاحب زينة التواريخ .
فردوسى گويد : يزدجرد نزد آسيابان بود تا جاسوسان والى مرو او را يافته و آسيابان را بدان عمل مجبور كردند . لاكن احتمال اين قول مثل قول اول نيست .
القصه ، والى مرو و كسانى كه در آن كار دستى داشتند ، بعد از چند روز از ظلم تركان به جان آمده از كرده پشيمان گشتند ، و اهالى شهر را برانگيختند تا شورش كرده ، و خاقان بعد از آنكه جمعى كثير از لشكرش به قتل رسيدند ، به بخارا گريخت . بعد از آن به تفحص يزدجرد برآمدند ، چون كيفيت حالش معلوم شد ، خلق آسيابان را به قصاص رسانيده ، نعش يزدجرد را به اصطخر فرستاده در دخمهء نياكانش سپردند .
ايام سلطنت يزدجرد از به دو جلوس تا فتح نهاوند نه سال بود ، و ده سال
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: سر جان ملكم
ص١١٤