تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
معظمه محسوب مىشد ، به چنگ اعراب افتاد . و سعد وقاص بنابر حكم خليفه به انبار رفت . لاكن چون آب‌وهواى آنجا را موافق نيافت در كوفه كه ، بعد از آن شهرى مشهور شد ، توقف كرد . و در همان سال عتبة بن غزوان بناى عمارت بصره گذاشت . سعد وقاص چندى حكومت كوفه و بلادى كه از ايران مفتوح شده بود نموده ، به سبب شكايتى كه از او نمودند ، عمر او را خوانده عمّار ياسر را بر جاى او فرستاد . يزدجرد چون خبر عزل سعد وقاص را شنيد ، صد و پنجاه هزار لشكر از خراسان و رى و همدان فراهم آورده ، و فيروزان كه يكى از ابطال شجعان بود ، به امارت آن لشكر موسوم نموده ، عازم محاربت گشت . چون صورت واقعه معروض سدهء خلافت گرديد ، حكم شد كه از اطراف ممالك اسلام سپاه به مدد لشكرى كه در ايران بودند فرستاده شود ، و ادارهء جميع عساكر را به رأى و رؤيت نعمان بن مقرن المزنى محول فرمود ، و وصيت كرد تا در اطفاى نايرهء آتش‌پرستى غايت جهد مبذول دارد . لشكر اعراب در كوفه جمع‌آورى نموده روى به نهاوند نهادند . نهاوند قريه‌اى است كوچك به مسافت چهل و پنج ميل در جنوب همدان ، و در آن اوقات اردوى لشكر ايران در آنجا بود ، و خندقى عميق در دور اردو كنده بودند . بعد از دو ماه كه دو لشكر در مقابل هم نشسته كارى از طرفين ساخته نشد ، نعمان را خاطر از تعويق بهم برآمده ، لشكر را فرمود تا مهياى قتال شوند ، و ايشان را مخاطب ساخته گفت : اى احباب من ، خود را مهيا كنيد براى فتح ، يا نوشيدن شربت شهادت . من سه تكبير خواهم گفت : در تكبير اول بايد كمر ببنديد ، و در تكبير ثانى بر اسبها نشينيد ، و در تكبير ثالث بر دشمن حمله بريد ؛ كه جزا يا فتح است يا جنت ؛ اما من شهيد خواهم شد . پس از من حذيفة اليمانى بر شما امير است . بعد از اين تقرير ، سه تكبير گفته حمله بر خصم بردند . نعمان چنان كه گفته بود ، به قتل رسيد ، ولى لشكر اسلام فتح عظيمى كردند . سى هزار نفر از پارسيان جان به نيزهء اعراب سپردند و هشتاد هزار در خندقى كه بر دور اردو كنده