تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة فهرست 16

مساهمون:

صفهرست ١٦
جناب ميرزا در سنه 1872 ميلادى در دار الفنون كالج بمبئى كه مدرسهء بزرگ دولتى آنجاست بر مسند تدريس و افادهء علوم زبان فارسى متمكن شدند و 26 سال بقيهء عمر عزيز خود را در آن شغل شريف مصروف داشتند . حافظهء آن جناب بقدرى بود كه در وقت درس كتب منظوم غالب اشعار را از حفظ مىخواندند و حاجت به نگاه كردن كتاب نبود ، و چندين هزار بيت از منظومات شعراى متقدمين و متأخرين عرب و عجم ، خاصه اشعار شيخ نظامى و شيخ سعدى و خواجه حافظ را حفظ داشتند بگونه‌اى كه اگر فرضا تمام منظومات آنان از روى عالم مفقود مىشد مىتوانستند از حفظ بنويسند . علوم عقليه و نقليه را جامع بودند و مخصوصا نسبت به فلسفه و الهيات شوق تمام داشتند ، از جزئيات و كليات تاريخ جميع اقوام و ملل قديم و جديد و عقايد و اديان آنان باخبر بودند در مجلس درس غوامض مسائل علميه و حكميه را چنان با تحقيق وافى و شرح كافى تقرير مىفرمودند كه از وسعت معلومات و حسن بيانات ايشان بر مستمعين حيرت ، حيرت مىافزود . مختصرا مراتب و مقامات علم‌وفضل آن حكيم بىعديل و عالم عزيز بيشتر از آنست كه در حيز تقرير و حد تحرير بگنجد . يقين كامل است كه هرچه دربارهء ايشان گفته شود بجا و از شائبهء اغراق و اطناب مبرى خواهد بود . اما چون اصل مقصود شرح حالات آن فيلسوف بزرگ است از توصيف و تمجيد اغماض مىرود . نظر به استحقاق بىاندازهء آن مرحوم و حسن ظن بليغ كه رجال دولت هند در حق ايشان داشتند ، مىتوانستند به جاه و مراتب عظمى برسند ، اما چنانچه سابقا ذكر شد از اول حال از زخارف دنيوى و علايق زندگى دل برداشته بودند ، و اگرچه شغل تدريس به مراتب دون شأن رفيع آن جناب بود ، تا آخر عمر به همان شغل قناعت كرده و از مشاغل خطيره و مناصب عليه كه اجزاى حكومت وقت بعد وقت به ايشان عرضه مىداشتند ابا مىفرمودند ، و مع ذلك از جانب اولياى دولت هند مورد القاب بلند و تشريفات فاخره شدند ، چنانچه لقب امين صلح ، گل سرسبد دانشگاه بمبئى ، و شمس العلماء از آن جمله بود . ليكن شرف ذاتى آن دانشمند بىمانند محتاج اين نوع اعزاز و اكرام نبود ، بلكه القاب به واسطهء تعلق به نام گرامى آب جناب مفتخر مىگرديد . از عهد طفوليت بنيهء آن جناب ضعيف بود و چونكه تمام در طلب علم زحمت مىكشيدند و به غايت كم‌خور و كم‌خواب بودند و آسايش بدن و لذايذ جسمانى را دربارهء خود روا نمىدانستند ، در يك دو سال آخر عمر ضعيف و ناتوان شدند ، تا اينكه در ماه ژانويه سنه 1898 ميلادى از كار به تدريج دست كشيدند و از جانب دولت وظيفه