ج 5 ص 241 :
حاجى محمد خليل خان در سال 1214 هنگام آمدن سرجان ملكم به ايران از مشاورين و راهنمايان او بشمار مىآمد .
ج 5 ص 243 :
در اين ايام است كه پرستيده و معبود زمامداران و رجال ايران كه پول باشد خوب تشخيص داده شد ، و سرجان ملكم . . . با اعتبار و پول خيلى زيادترى به ايران وارد شد . سرجان ملكم چون اعتبار زيادترى داشت و دستش در خرج كردن يعنى رشوه دادن به اينوآن خيلى بازتر بود ، سر كيسههاى پول را براى متصديان امور ، خوب شل كرد و به مردم ريزش دست خود را نشان داد ، و چون لازم بود از شاه گرفته تا به دربان دم در پول و انعام مىداد .
سر هارفورد جونز در كتاب تاريخ سفارت خود مىنويسد :
« درآمد و سفارت درخشندهء جنرال ملكم بهادر ، آوازهء جوانمردى ملت انگليس را در ايران بجايى رسانيده بود كه ضرب المثل گرديدند و عوام الناس از آن ملت تحصيل پول را بسيار سهل مىشمردند » .
سرجان ملكم در مدت اقامت خويش در ايران بالغ بر دويست و هفتاد و سه هزار ليرهء طلا خرج كرد ، و به واسطهء خرج كردن اين پول به خوبى موفق گرديد كه يك معاهدهء سياسى در 5 ماده و يك معاهدهء تجارتى كه آن نيز در 5 ماده بود با ملحقاتى چند با ايران ببندد كه تمامش مانند هميشهء اوقات و ازمنه به زيان ايران بدبخت و سود انگلستان بود . سه ماه و اندى كه از انعقاد معاهدات گذشت ، چون حاج ابراهيم خان اعتماد الدوله كه در مسائل سياسى ، بيشتر دقت نظر داشت و از ديگران فهميدهتر بود و خبيرتر بود ، به اين جهات بنابر دسائسى كه دشمنان او به كار بردند ، فتحعلى شاه در يك روز معين او و بستگانش را به وضع بسيار فجيعى كشت ، و ميرزا شفيع مازندرانى كه سهل المؤنهتر و ساخت و باختش با بيگانه بهتر بود ، جانشين وى و صدر اعظم گرديد .
ج 5 ص 245 :
در سال 1215 قمرى كه سرجان ملكم پس از بستن قرارداد سياسى و تجارتى با ايران . . .
ج 5 ذيل ص 246 :
ريچارد استريچى مهماندار حاجى محمد خليل خان همان كسى است كه در سال 1801 - 1215 قمرى جزو هيأت اعزامى انگلستان به رياست سرجان ملكم به ايران آمد و معاونت سرجان ملكم را داشت . . . و بعد با سرجان ملكم به هندوستان بازگشت .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة فهرست 13
مساهمون: سر جان ملكم
صفهرست ١٣