تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
كه اين طفل پسر باشد ، زيرا كه سبك است و قرار نمىگيرد و در جانب راست است . كسانى كه در اين امور سررشته دارند البته مىدانند كه چرا اين علامات بايد سبب يقين خانم بشود . بارى ، بالاتفاق تاج بالاى سر پادشاه غير متولد آويزان كرده او نيز در همين حالت اعيان مملكت را در دربار بار مىداد . چون طفل متولد « 1 » شد ، به اتفاق امرا نام او را شاپور نهاده ، و چنان كه بايد به تعهد حال او پرداختند . در زينة التواريخ مسطور است كه ، هم از اوان صبى « 2 » صيت رشد و نجابت او بلند ولاكن صغر سن او سبب شد كه ملوك اطراف به هواى تسخير ايران افتادند ، و در وقت واحد لشكر روم و توران روى به آن سمت نهادند ، و اعراب بن عيار و قبيلهء عبد القيس سواحل جنوب خليج فارس را رها كرده در ايران خرابيهاى بسيار كردند . و اول جنگ شاپور با طايفهء عبد القيس بود و انتقام شديدى از ايشان كشيده ، چنان كه از لقب او كه ذو الاكتاف است معلوم مىشود ، زيرا كه شانهاى اعراب را سوراخ كرده ريسمان از آنها گذرانيدند . مورخين ايران تاريخ شاپور را به افسانه‌اى چند آراسته‌اند . اگر به جهت فخر كردن از ظفر بر روميان بود ، تفصيل وقايعى كه حقيقت اتفاق افتاده است كفايت مىكرد ، لاكن با اينكه معظمات وقايع را يا مهمل گذاشته‌اند يا مجمل نگاشته ، قصهء غريب بدون احتمالى را تفصيل مىدهند كه ، پادشاهى به اين عظمت ناموس رها كرده جاسوس شد ، و چون تصوير او نزد قيصر بود ، در مجلس ضيافت به جهت شباهت گرفتار گشته ، و آنچه لازمهء مذلت و خوارى بود در ايام اسار بر سر او آوردند ، و بالاخره لگام بر سرش كرده با سپاه روم به ايرانش بردند ، تا قتل و غارتى كه روميان در اين مملكت نمودند مشاهده كند . و چون از اين حالت فرج روى نمود ، به سبب غفلت قراولان استخلاص يافته انتقام جميع رسوائيها و زحمات خود را
هامش
( 1 ) - در اصل : نولد . ( 2 ) - صبى : كودكى و طفوليت ( معين ) .