تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
از سلطنت كنارى گيرد . بنابرآن ميان به مقاتلت بربست . دو لشكر در صحراى هرمزان « 1 » تلاقى شدند ، جنگى صعب روى نمود و ، اردوان تاج با سر از دست داد و ، پسر بابك را در همان مصاف‌گاه به سلطنت سلام كرده شاهنشاه خواندند . كه از آن به بعد نيز سلاطين عجم را اين لقب نهادند . پس ازين فتح نمايان ، فرصت غنيمت دانسته ، نه تنها ساير بلاد ايران را به تحت تصرف آورد ، ثغور مملكت را وسعت داده ، از طرفى به نهر فرات و ، از طرف ديگر تا خوارزم . اگرچه از وقايعى كه مورخين ايران در باب حكومت اردشير منقول است ، قريب همه را مورخين يونان تصديق دارند ، جنگى كه با روم كرده است ، دست غلبه ايرانيان را بوده است ، الا اينكه حد ملك را به فرات رسانيدن ، انكار شده است ، بلكه مخصوص ذكر شده است كه ، جزيرة العرب را از روم استرداد ننمود . در روضة الصفا مرقوم است كه : او شهرى در سواحل دجله بنا كرد . و چون هم در آنجا مذكور است كه ، او در مداين اقامت داشت ، گمان برده‌اند كه او بانى اين شهر است ، لاكن بر ما محقق است كه مدتها پيش از سلطنت اردشير ، آن شهر موجود بوده . احتمال دارد كه اين توهم به جهت آنست كه ، اردشير آن شهر را در حالت خرابى يافته تعمير كرده است . القصه ، آوازهء اردشير بلند شد و اطراف را فروگرفت . ملوك اطراف اظهار اطاعت و انقياد كردند و پادشاهان عالىمقدار ، از شرق و غرب عالم ، سفرا و هداياى ملوكانه به درگاه او فرستاده ، به دوستى او توسل جستند . چون از اقبال سير و از اقتدار خسته شد ، سلطنت را به پسر خود شاه‌پور گذاشت . ايام پادشاهيش قبل از اردوان دوازده سال و پس از او به استقلال چهارده سال است . اردشير بابكان يكى از عاقلترين و شجاعترين پادشاهانى است كه در ايران
هامش
( 1 ) - رام مخفف‌آرا ، شهرى است ما بين شوشتر و بهرام ، و از آنجا تا دريا سى ميل مسافت است و از رودخانهء جيرخ آبيارى مىشود ( حاشيه ) .