به منظور قدردانى از زحمات او در راه علم و آگاهى به پاداش لياقت به وى اعطا شد .
جان ملكم در زمرهء خدمتگزاران سياسى كشور خويش نام نيك از خود به يادگار گذاشت و لياقت و كاردانى خود را در فرمانروائى و برقرارى نظم و امنيت در چند ايالت هند آنگونه ابراز كرد كه مورد مهر مردم بود و ذكر آثار بزرگى و نيكى او در تاريخ حيدرآباد دكن و ديگر ايالات هندوستان آمده است .
« دايرة المعارف بريتانيكا ، ج 4 ص 723 در بارهء سرجان ملكم آمده است كه :
در سرباز انگليس و هند ، ديپلمات ، مدير و نويسنده ، در دوم ماه مه 1769 به دنيا آمد و در سن 12 سالگى وارد خدمت نظام نيروى دريائى هندوستان شد . در آوريل 1783 قدم به مدرس گذاشت و به رژيمان ولر پيوست و از 1799 صاحب مشاغل و مراتب ( مناصب ) مهم گرديد .
در 1799 در زمرهء يكى از دوستان لرد ولزلى درآمد و به ايران مأمور شد . در 1808 مجددا به ايران اعزام گرديد .
بعد از اين مأموريت به انگلستان بازگشت و تاريخ ايران را در دو جلد نوشت . پس از سال 1827 به فرماندارى شهر بمبئى منصوب گرديد .
در سال 1830 م براى آخرين بار هندوستان را ترك گفت و ديرى نپاييد كه به عضويت پارلمان انگلستان برگزيده شد » .
ديگر آثار سرجان ملكم
او گذشته از تاريخ ايران آثار ديگرى دارد از جمله : طرح تاريخ سياسى هندوستان ، طرح سيكها ، ملاحظاتى دربارهء اغتشاشات در ارتش مدرس در 1809 ، طرحهاى ايران ، يادبودى از هند مركزى و زندگى « روبرت لرد كلايو » .
مرگ سرجان ملكم
سرجان ملكم در 30 ماه مه 1832 ميلادى زندگى را بدرود گفت .
اين قسمت از شرححال سرجان ملكم عموما با مراجعه به منابع اصلى با حذف و تغييراتى جزئى از مقدمهء آقايان مرتضى سيفى و ابراهيم زندپور بر تاريخ ايران افست از چاپ سنگى ، انتشارات دنياى كتاب ، 62 برداشت شد .
يادداشتها : دربارهء سرجان ملكم ، برگرفته از شرححال رجال ايران نگارش