تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة فهرست 12

مساهمون:

صفهرست ١٢
مهدى بامداد ، طبع زوار 1347 ج 1 ص 24 : سرجان ملكم ، نمايندهء سياسى فرمانفرماى هندوستان ، كه دو سفر ( در سال 1800 م - 1215 ق . و 1810 م . - 1225 ق . ) براى انجام مقاصد سياسى دولت انگلستان ، به ايران آمده ، و در هر دوبار ، در پيشرفت نيات خود ، به‌واسطهء دادن رشوهء زياد به شاه و ساير زمامداران ، كاملا موفق گرديد . در پاورقى ص 24 از ج 1 آمده : سرجان ملكم ، سه سفر در سالهاى 1800 و 1808 و 1810 ميلادى ، برابر با سالهاى 1215 و 1223 و 1225 هجرى قمرى ، به ايران آمده . در سفر دوم ( 1808 م ) فقط تا بوشهر بيشتر نيامد . و چون نفوذ فرانسويها در دربار ايران ، در اين ايام ، رو به افزايش بود ، از آمدن به تهران منصرف گرديده و دوباره از بوشهر به هندوستان مراجعت نمود . ج 1 ص 28 : . . . اين گله را سال بعد سرجان ملكم از صدر اعظم ايران نمود و ايراد كرد كه : چرا مانع شد شهريار ايران انتقام شيعه‌هاى افغانستان را از افغانهاى سنى بكشد ؟ ! صدراعظم جواب مىدهد : سياست از مذهب جداست ! صلاح نبود ايران براى يك‌چنين كار كوچكى يك قسمت از مملكت خود را ويران كند و سكنهء آن‌را قتل‌عام نمايد . از اين جواب ، سرجان ملكم صدر اعظم ايران را شناخت و با افكار او آشنا شد . ( مطلب فوق را با مداد از تاريخ روابط ايران و انگليس نوشتهء محمود محمود نقل كرده است ) . در ذيل ص 63 ج 1 مىنويسد : سرجان ملكم انگليسى در كتاب مسودات ( اسكچز ) اين موضوع را ( پيش‌بينى كردن حاج ابراهيم خان اعتماد الدولهء شيرازى كشته شدن خود را ) از قول او مىنويسد . ج 1 ص 253 : اما سرجان ملكم چون بيگانه بوده و چندان ملاحظه‌اى از كسى نداشته حقيقت قضيه را در جلد دويم تاريخ ايران تأليف خود بهتر از ديگران نوشته است ( دربارهء فرمان كشته شدن جعفر قلى خان بدستور برادرش آقا محمد خان قاجار ) . ج 1 ص 491 : در روزنامهء كلكته نوشته شده كه : سرجان ملكم كه منشى مخصوص لرد ولزلى مىباشد مىرود به ايران كه با ورثهء حاجى خليل خان مذاكره كند .