تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
القصه ، طوس به حوالى ملك فرود رسيد ، فرود وى را دشمن پنداشته مهياى جدال گشت . طوس پسر و داماد خويش را نزد فرود فرستاده او را به ملاقات خويش دعوت نمود . شاه‌زاده از اين پيغام بىادبانه چنان خشمگين شد كه فرمود هردو رسولان را به قتل آوردند ، لهذا جنگ در پيوست و فرود در هنگامى كه بر سر قلعه دفاع مىكرد ، تباه گشت . ايرانيان پيش رفتند ، پيران ويسه با جمعى از تركان به يك ناگاه برايشان تاخته بسيارى از ايشان عرضهء تيغ ستيز و بقية السيف بىسپر باديه گريز گشتند . طوس به واسطهء نافرمانى و اين شكست از درجهء اعتبار افتاده مقيد شد . كيخسرو امارت مقدمه را به فريبرز داده به مقابلهء پيران مأمور ساخت ؛ او نيز مقاومت نتوانست نمود ، لشكرى ديگر به سردارى گودرز به محاربت آن پير كارديده روان شد ، پس از رزمى صعب ، باز پيران ظفر يافت و ايرانيان روى از معركه برتافتند . منقول است كه هفتاد نفر از فرزندان و فرزند زادگان گودرز در اين معركه به قتل رسيد . از اين فتوحات پىدرپى افراسياب را فرحى بىاندازه روى نموده عزم كرد كه خود دست‌بردى با لشكر بزرگ ايرانيان كه رستم و كيخسرو در آن بودند نمايد . از اين جانب نيز كيخسرو دوباره طوس را از حبس خلاصى بخشوده به حرب پيران فرستاد . در اين حرب پس از آنكه هفت روز طول كشيد و ظفر تركان را بود ، طوس از روى اجبار به كوه پناه برده ، تركان وى را درميان گرفتند و نزديك بود كه ايرانيان از پاى درآيند ، كه رستم رسيده ايشان را از آن تهلكه رهائى داد . رستم در اين معركه و چند جنگ ديگر بر خصم غالب آمده ، خاقان چين را ، كه يكى از دوستان بزرگ افراسياب بود ، اسير كرد . ازين سبب شكست بر لشكر تركان افتاد . افراسياب به پاى تخت خويش گريخت ، و فتح پاىتخت به جهت رسيدن پولادوند ، پادشاه ختن ، به تعويق افتاد ؛ لاكن چون پولادوند نيز عرضهء هلاك گرديد ، افراسياب دل از ملك برداشته سر خويش گرفت . رستم ممالك وى را به سرداران ايران قسمت نموده به دربار كيخسرو مراجعت نمود .