خداشناس هر چه بگويد وهر چه بكند بايد خلوص داشته باشد ) .
وكمال اخلاص آن است كه صفات زائد بر ذات براي أو تصور نكند ، ( يعنى گفته نشود مثلا علم حق تعالى صفت زائد خارجي است كه بر ذات عارض شده ، كه اين عقيدة منافى با توحيد ويكتا دانستن است ) .
زيرا هر صفتي گواهى مىدهد كه آن غير از موصوف است . وهر موصوفى گواهى مىدهد كه آن غير از صفت است .
6 - « فمن وصف الله سبحانه فقد قرنه ، ومن قرنه فقد ثناه ، ومن ثناه فقد جزاه ، ومن جزاه فقد جهله ، ومن جهله فقد أشار اليه ، ومن أشار اليه فقد حدّه ، ومن حدّه فقد عدّه » .
6 - ( بنابراين ) كسى كه وصف كند خداوند را ( أو را موصوف كرده به صفت زائد بر ذات ) قرينى براي أو دانسته و ( با موجود ديگر در واجب الوجود بودن ) كسى را قرين أو ( مثل همسر ) قرار داده ، وكسى كه براي أو قرين قرار داده پس أو را دو تا دانسته ، وكسى كه دو تا دانستش پس أو را تجزيه وتقسيم كرده ( لذا هر چيزى كه قابل تجزيه وتقسيم باشد ، مركب است وهر مركبى داراى اجزا ) وهر كه أو را تقسيم كند به أو نادان است . وكسى كه به وى نادان باشد بهسويش اشاره مىنمايد ، هر كه بهسويش اشاره كند أو را محدود ومعين مىكند ( حدّ ونهايت براي أو قرار مىدهد ) وكسى كه محدودش دانست پس أو را شمرده ( ودر خارج أو را واحد عددي گردانيده است ) .
7 - « ومن قال فيم ؟ فقد ضمّنه ، ومن قال على م ؟ فقد اخلى منه » .
وكسى كه بگويد در چيست ؟ أو را در ضمن چيزى قرار داده ( محلى ومقرّى برايش انتخاب كرده ) وهر كه بگويد بر چيست ؟ در واقع بعضي از أمكنه را از أو تهى دانسته ، ( مثلا اگر بگويد در كجا نيست وبر كجا هست ، أو را جسم ومركب قرار داده ، ولازمهء آن حدوث ونو پيدا شدن است ،
كهكشانها در قرآن ( فارسي ) — صفحة 350
مساهمون: لطف على سليمى
ص٣٥٠